کتاب «روایت» نوشته کورش صفوی،‌ از مجموعه نگین‌های زبان‌شناسی انتشارات علمی منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی انتشارات علمی، آنچه صفوی می کوشد در کتاب «روایت» به تبیین برساند این است که زبان مقوله‌ای فرهنگی است و افراد براساس داده‌ها و اطلاعات فرهنگی‌ای که دارند به درک و تعبیری از متون می‌رسند، مقصود او از متن هم صرفا متن نوشتاری نیست و از نظر او حتی یک فیلم هم می تواند متنی برای درک و تعبیر باشد.

او همچنین در کتاب «روایت» از شیوه مطالعه در رشته زبان شناسی انتقاد کرده و معتقد است که برای رسیدن به نگرش در زبان شناسی، باید به پیشازبان رفت. صفوی در کتاب «روایت»، مخاطبان کتابش را دانشجویان زبان شناسی دانسته است. شاید به همین خاطر است که از ذکر بسیاری از مقدمه ها در پرداخت کتاب، خودداری کرده؛ اعم از اینکه مشخصا وقتی از روایت حرف می‌زند، مقصود او از روایت دقیقا چیست؟ و در صفحه 80 کتاب نهایتا تعریفی از روایت ارائه می‌کند.

این کتاب بخشی از انگاره‌ای را معرفی می‌کند که در قالب نوعی نگرش ادراکی برای مطالعه زبان مطرح شده است. بر اساس آنچه کورش صفوی مطرح می‌کند در این کتاب روایت در مفهومی خاص و بر حسب تعریفی ویژه مدنظر قرار می‌گیرد که می‌تواند برای دانشجویان رشته‌های زبان‌شناسی و نیز مطالعات ادبی کارداشته باشد.
 
کتاب «روایت» نوشته کورش صفوی،‌ از مجموعه نگین‌های زبان‌شناسی انتشارات علمی در 133صفحه با قیمت 39500تومان منتشر شده است.

با محرومانتان به بخشش، با افراد مطیع به نیکی و با کسانی که نسبت به ما شک و یا نافرمانی نمایند با شدت عمل رفتار کنم... لذا با افراد فرمانبر مانند پدری بخشنده هستم و تازیانه و شمشیر من علیه کسی‌ست که دستورم را ترک و با سخنم مخالفت نماید... هرکس که در قبیله‌اش از نافرمایان امیرالمومنین یزید پیدا شود و او را معرفی نکند؛ مقابل در خانه‌اش به دار آویخته، از ذمه ما خارج و مال و جانش حلال می‌شود ...
فردی که خودش را شهروند نمی‌شناسد، نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت می‌شود و این یک ویژگی نامدنیت سیاسی اجتماعی است... گفت‌وگو و مشاجره را نه با اخلاق، بلکه با مدنیت و نامدنیت می‌سنجند... هرچه حوزه شهروندی در فرد محدودتر شود، او بیشتر به سوی برآوردن منافع و مصالح شخصی‌اش رانده می‌شود... وقتی خودمداری در جامعه غلبه پیدا می‌کند، فردی که در جایگاه یا مرتبه بالا قرار می‌گیرد مسئولیت تصمیماتی که می‌گیرد نمی‌پذیرد و پاسخگو نیست ...
پرویز در قصه‌ای که نقل می‌کند، چگونگی تبدیل شدنش را به آنچه حالا هست، می‌گوید... در زیر سلطه ماندن و از سلطه ارتزاق کردن... این دختره چرا مثل آدامس چسبیده بهمون و ول‌مون نمی‌کنه؟... او فلک‌شده‌ای است که می‌خواهد فلک‌کننده باشد...شرمی درونی و بنیادی وادارش می‌کند به خودش هم دروغ بگوید... با تمام عشق و نزدیکی که به کاکایش دارد، نمی‌تواند این تنهایی را پر کند ...
آمیزه‌ی عشقی افسون‌کننده و لبخندی به پاکی لبخند فرشتگان... همه‌ی نیرنگ‌های پیرزنی را که می‌گوید عمه‌ی اوست فرا گرفته است... دون خوان باید هفت سال تمام طبقه‌ی اجتماعی و ثروت خود را رها کند و مانند دوستی در کنار او زندگی کند... دختر میزبانی عاشق آندرس می‌شود، ولی آندرس از ازدواج با او خودداری می‌کند... پیرزن او را دزدیده است ...
داستان مطرودان است و شریفه یکی از طردشدگان این شهر... . او که خودش را اهل همه‌جای دنیا می‌داند یکی از اتاق‌های کمتر ویران خانه را تمیز می‌کند و می‌شود ساکن موقتی آن ویرانه... دوازده-سیزده‌سالش بود که او را با شناسنامه خواهرش که هیجده‌ساله بود به عقد آجانی در می‌آورند... مردی که پشتش آش‌ولاش از شلاق‌های گروهبان شهری‌ست، کسی‌ست که نمایشنامه‌های نو را برای اولین‌بار در این مملکت به روی صحنه برد و بنیانگذار تئاتر مدرن در این سرزمین است ...