کتاب «تاریخ فستیوال تئاتر آوینیون» [Histoire du festival d'Avignon] نوشته امانوئل لایر [Emmanuelle Loyer] و آنتوان دوباک [Antoine de Baecque] منتشر شد.

تاریخ فستیوال تئاتر آوینیون» [Histoire du festival d'Avignon] نوشته امانوئل لایر [Emmanuelle Loyer] و آنتوان دوباک [Antoine de Baecque]

به گزارش کتاب نیوز، این اثر که نخستین اثر جامع به زبان فارسی درباره‌ی فستیوال آوینیون است، توسط نشر افراز با ترجمه رحمت امینی و بهروز سروعلیشاهی به چاپ رسیده است.

امانوئل لاير، نویسنده اصلی این اثر، مورخ فرانسوی و استاد دانشگاه است و تاریخ معاصر را در پاریس تدریس می کند.

نشر افراز در معرفی این کتاب آورده است:

جشنواره‌ی آوینیون که بنیان آن توسط ژان ویلار، کارگردان صاحب‌نام فرانسوی گذارده شد، نزدیک به هشتاد سال است که تابستان هر سال در شهر تاریخی آوینیون در جنوب فرانسه برگزار می‌شود. مترجمان این کتاب، مدتی در این شهر زندگی کرده و فرایند برگزاری این جشنواره را از نزدیک مشاهده نموده‌اند و از آنجا که تاکنون اطلاعات کاملی درباره‌ی این رویداد در کشور ما منتشر نشده است، مصمم شدند تا با انتخاب کتابی معتبر که زیر و بم این فستیوال را کاویده و آن را به‌درستی بشناساند، اثری جامع و کامل در این باره به علاقمندان تاریخ تئاتر عرضه کنند.

همچنین رحمت امینی  از مترجمین این اثر از استادیار دانشگاه تهران در گروه هنرهای نمایشی و دارای مدرک دکتری در رشته پژوهش هنر است. او پیش از این کتاب آثار متعددی در حوزه هنرهای نمایشی و هنر تالیف و ترجمه کرده است.

کتاب تاریخ فستیوال تئاتر آوینیون نوشته آنتوان دوباک و امانوئل لایر را نشر افراز با ترجمه رحمت امینی و بهروز سروعلیشاهی در 292 صفحه و با قیمت 73 هزار تومان منتشر کرده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...