برگزیدگان سومین دوره جشنواره ملی نشر دانشگاهی همزمان با سومین روز بیست و نهمین دوره «هفته کتاب» جمهوری اسلامی ایران معرفی و تقدیر شدند.

رابطه نظریه و عمل؛ از حکمای باستان تا رئالیسم انتقادی» اثر عماد افروغ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، آیین اختتامیه سومین دوره جشنواره ملی نشر دانشگاهی چهارشنبه ۲۶ آبان همزمان با سومین روز بیست و نهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران از سوی انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با حضور ناشران و مولفان در محل این پژوهشگاه برگزار شد.

در بخش پایانی این برنامه آثار برگزیده دومین دوره انتخاب و معرفی کتاب برگزیده دانشگاهی معرفی شدند و هم‌زمان با معرفی هر اثر، نویسندگان آن‌ها به شرح مختصری از اثر خود پرداختند.

بر اساس این خبر، آثار برگزیده در این دوره به شرح زیر است:

«کتاب جامع مداخلات روان‌شناختی در بحران؛ مبانی، روش‌ها و فنون» اثر خدابخش احمدی
«نظریه‌های توسعه» اثر مصطفی ازکیا و رشید احمدی‌فر
«رابطه نظریه و عمل؛ از حکمای باستان تا رئالیسم انتقادی» اثر عماد افروغ
«تاریخ و سنت زردشتی و متون فارسی زردشتی» اثر حمیدرضا دالوند
«زبان‌شناسی؛ منظری ایرانی» اثر محمد دبیرمقدم
«بیماری‌های قلب و عروق» اثر ابراهیم نعمتی‌پور
«آشنایی با دگرگونی‌های فازی در فلزات» اثر خلیل‌الله قیصری
«نظریه مدرنیته در معماری ایران» اثر سعید حقیر و حامد کامل‌نیا
«فرش کاشان در سایه‌روشن تاریخ» اثر شیرین صوراسرافیل
«تاریخ‌نگاری و تاریخ‌نگری مورخان ایرانی (از قرن سوم تا ششم هجری)» اثر پروین ترکمنی‌آذر

بنا بر اعلام، بیست‌ونهمین دوره «هفته کتاب» جمهوری اسلامی ایران از ۲۴ آبان ماه آغاز شده و تا اول آذر ماه ۱۴۰۰ با شعار «جای خالی را با کتاب خوب پُرکنیم» در سراسر کشور ادامه دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...