کتاب «اخلاق / هنجار و امرسیاسی؛ اندیشه و عمل کنت و. تامپسن» [ Kenneth W. Thompson, the Prophet of Norms: Thought and Practice] تألیف پرفسور فرهنگ رجایی استاد دانشگاه کارلتون با ترجمه حمیرا مشیرزاده استاد دانشگاه تهران و سید احمد فاطمی نژاد منتشر شد.

اخلاق / هنجار و امرسیاسی؛ اندیشه و عمل کنت و. تامپسن فرهنگ رجایی  Kenneth W. Thompson, the Prophet of Norms: Thought and Practice

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کنت و. تامپسن استاد مشوق دکتر فرهنگ رجایی بوده است. وی درباره استاد خود می نویسد: تامپسن یکی از اندیشه ورزان بزرگ امرسیاسی با تمرکز بر اندیشه روابط بین الملل است. تامپسن مقوله های دائمی و کلاسیک در امرسیاسی و امربین‌المللی را – یعنی در سطح ملی و در سطح بین‌المللی – شناسایی و درباره آن بحث می کند. از سوی دیگر سرنخ‌های مهمی در خصوص روش واضح اندیشی در نظریه پردازی سیاست و روابط بین‌الملل در اختیار خواننده می گذارد. افزون بر آن، محتوای کتاب مقوله دیگری را به تصویر می کشد که به گمان نویسنده از بصیرت‌های مهم و نادر تامپسن است، منظور تبیین ظرافت‌های رابطه بین گفتار و کردار و یا نظر وعمل است.

اندیشه و عمل تامپسن در مقام‌های: محرک عمل (تبیین‌گر نظر و عمل و تسهیل کنندة عمل)؛ مروج تعلیم و تربیت (روشنگر ارکان و ناهداهی تعلیم و تربیت)؛ مفسر نظریه‌سیاسی (تحلیل امرسیاسی و راه گشانی تحقق جهانداری)؛ و در دانشگاه استاد مشوق و اندیشه ورزی دقیق و کلان اندیش، نه فقط انداموارگی دو مقوله نظر و عمل را نشان داده است که حتی آنها را در زندگی خود تحقق بخشیده است.

اهمیت نکته آخر در این است که به گمان نویسنده تجربه حرفه‌ای تامپسن نمونه‌ای از استادی کامل ست و شناختن امکان تلمذ را به عنوان یک تجربه و دلیل راهی کارآمد و مطمئن برای تسهیل ورود به جهان اندیشیدن و تعلیم در اختیار می گذارد.

مزاج، خلق، مشرب، سلوک عملی و زندگی حرفه‌ای تامپسن کیفیتهای استادی، دانشوری، اندیشه ورزی، نظریه پردازی، روشنفکر عمومی و درگیر و نیز مجری غیرمستقیم امرسیاسی را به نمایش می گذارد و می تواند برای نسل آینده دانشوران ایرانی یا هر علاقه‌مند به امرعمومی، دلیل راهی روشن، کارساز و به یادماندنی ارائه می کند.

در خصوص جایگاه تامپسن در رشته سیاست و روابط بین الملل، باید گفت که نام او با نام هانس مورگنتا همیشه همراه بوده است. چنان که در متن کتاب روایت شده است، به تعبیری کتاب مورگنتا سیاست میان ملت ها (نشر فارسی، ۱۳۷۴) براساس یادداشتهای تامپسن در دانشگاه شیکاگو تألیف شده است. به همین دلیل از چاپ ششم به بعد نام تامپسن روی جلد کتاب آمده است. از سوی دیگر نام مورگنتا با مکتب واقعیت‌گرایی سیاسی نه فقط در مقام همراه که به عنوان یکی از بنیادگذاران این رهیافت طرح می شود. پس همین جا باید نتیجه گرفت که تامپسن از ستارگان پیوند رهیافت واقع گرایی به فهم امرسیاسی است. این حرف درست است اما کل قضیه را منتقل نمی کند. آنچه تامپسون را برای نویسنده مهم کرده است این نیست که استاد و مشوق او بوده باشد، بلکه این نکته مهم است که تامپسن ضمن وفاداری به «مکتب واقعیت‌گرایی» در تبیین و توضیح روابط و سیاست بین‌الملل از پدر فکری این مکتب یعنی مورگانتا بالاترزده و به ویژه که اولاً جایگاه هنجار / اخلاق را در سیاست بین الملل به خوبی نشان داده است و تازه این نکته را از روابط بین‌الملل به کل حوزة مطالعات امرسیاسی تعیمم داده است و ثانیاً مرز و حجاب بین نظر و عمل و ارتباط پر تنش اما ضروری و کارساز آن را روشنتر مطرح کرده است. از این روست که عنوان اصلی کتاب «اخلاق / هنجار در امرسیاسی» است. بنابراین سهم تامپسون در (۱) بسط اندیشة واقعیت‌گرایی در روابط بین‌الملل و (۲) نشان دادن جایگاه اخلاق در روابط بین‌الملل و امرسیاسی و (۳) روشنتر کردن رابطه بین نظر و عمل برجسته است.

در بخش پیشگفتار مترجمان اثرآمده است: آقای دکتر رجایی توانسته اند با پیوند ابعاد متفاوت زندگی تامپسن، چهره او را در وجوه مختلف آن به ما نشان دهند. این کتاب از یکسو ما را با زندگی حرفه ای تامپسن آشنا می کند و از سوی دیگر آراء و اندیشه های او را به ما معرفی می کند. در واقع کتاب سرنخ های خوبی در اختیار ما می گذارد تا بتوانیم مبانی فکری و نظری تامپسن را بشناسیم، اما در کنار آن به نظر ما آشنایی با سویه اخلاق شخصیت این اندیشمند نیز برای هر کس کار علمی و دانشگاهی انجام می دهد مفید است و درس های آموزنده در بر دارد. برای مثال کنت تامپسن به رغم اینکه گوشه گیری علمی را نمی پسندید اما رغبتی هم به سیاستمداری نداشت و سعی می کرد میانه روی پیشه کند. در نتیجه این کتاب نشان می دهد که چه طور اندیشمند سیاسی می تواند بدون ورود مستقیم به عرصه عمل سیاسی به عنوان فردی تأثیرگذار خدمت کند. به تعبیر آقای دکتر رجایی، کنت تامپسن ترجیح می داد به جای سیاستمداری، سیاستمدارپروری کند.

کتاب «اخلاق / هنجار و امرسیاسی؛ اندیشه و عمل کنت و. تامپسن» توسط انتشارات دمان و به بهای ۳۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...