کتاب «عرفان اجتماعی: ماهیت، مبانی و کارکردها» اثر محمدجواد رودگر توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

عرفان اجتماعی: ماهیت، مبانی و کارکردها محمدجواد رودگر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «عرفان اجتماعی: ماهیت، مبانی و کارکردها» اثر محمدجواد رودگر در قطع رقعی با قیمت ۶۵۰۰۰ تومان و ۳۴۰ صفحه توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

در عرفان ناب اسلامی، وظیفه عارف اولاً خداجُویی ثانیاً خداخُو کردن جامعه و حاکمیت بینش، نگرش، گرایش، منش و روش توحیدی برآن است و عارف با خلقِ خدا همان کند که خدا با بندگانش(هدایت، تربیت و ولایت)، خدمت به خلق، اصلاح امور جامعه و سوق دادن آن به سمت زیست اخلاقی- معنوی، احقاق حق و اقامه عدالت اجتماعی از طریق عالم، عاقل و عادل‌سازی فرد و جامعه در سایه تدبیر و ساماندهی معقول و جامع نگرانه است.

عرفانِ اجتماعی تعلیم و تربیت معنوی جامعه را مبتنی بر آموزه‌ها و باید و نبایدهای سلوکی تمهیدی بر تکوین تمدن نوین اسلامی قرار داده تا پیشرفت همه جانبه در عرصه‌های گوناگون را به حیات طیبه اجتماعی پیوند زند.

کتاب حاضر تبیینِ ابهامات وپاسخِ اتهاماتِ عرفان اسلامی در ساحت عرفانِ اجتماعی با تکیه بر منابع عرفان وحیانی و مصطلح است. کتابِ حاضر اولین کتابی است که در آن تحلیل ماهیت و مبانی عرفان اجتماعی صورت گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...