«جهادگرایی و مرگ؛ جذابیت جهانی داعش» [Jihad and Death: The Global Appeal of Islamic State] نوشته اولیویه روآ [Olivier Roy] و ترجمه سامان ابراهیم زاده توسط نشر بزنگاه منتشر شد.

جهادگرایی و مرگ؛ جذابیت جهانی داعش» [Jihad and Death: The Global Appeal of Islamic State]  اولیویه روآ [Olivier Roy]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اولیویه روآ؛ استاد نظریه‌های اجتماعی و سیاسی در دانشگاه اروپایی فلورانسِ ایتالیاست.

روآ در حیطه دین و سیاست و همچنین مباحث مربوط به اسلام سیاسی و تأثیرات آن بر جوامع اروپایی و اسلامی از چهره‎‌های شاخص به شمار می‌رود. مترجم کتاب سامان ابراهیم زاده است.

نویسنده در جهادگرایی و مرگ؛ جذابیت جهانی داعش روند جهادگرایی و تروریسم را با تمرکز بر اعضای اروپایی آن، از بمب‌گذاری خالد کلکال در ۱۹۹۵ تا کشتار باتاکلان در نوامبر ۲۰۱۵ بررسی کرده است. وی بر مبنای شواهد به دست آمده اعلام می‌کند که مهم‌ترین خصیصه جهادیون در این دوره که آنان را از پیش‌گامانشان متمایز می‌کند؛ استقبال آگاهانه از مرگ است که در نقل قول مشهور بنلادن از زبان جهادیون بازتاب می‌یابد: «ما به همان سان عاشق مرگیم که شما عاشق زندگی».

پارهای از خصوصیات تکرارشونده تروریست‌های اروپایی را چنین می‌توان عنوان کرد: مهاجر نسل دوم بودن، جذب شدن توسط جامعه میزبان در سال‌های ابتدایی زندگی، دانش ابتدایی از اسلام و عدم ارتباط با مسجد، گذراندن دوره‌ای از جرایم جزئی و زندگی ولنگارانه، به زندان افتادن و عضویت در گروه‌های افراطی و در نهایت اقدام به عملیات انتحاری در حالی که کشته شدن برای عملیات ضرورتی ندارد. این موارد روآ را در نهایت به این نتیجه رهنمون میسازد که جهادیون و تروریست‌های این دوره بیش از آن‌که متأثر از «اسلام» باشند از سایر اشکال خشونت و رادیکالیسم همچون طغیان نسلی، خودتخریبی، گسست رادیکال از جامعه و زیباییشناسی خشونت تأثیر پذیرفته‌اند. این شواهد مؤلف را به نقطه‌ای رهنمون می‌کند تا بهترین توضیح حملات انتحاری جهادیون از ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵ را در این جمله بیابد: «تروریسم نه از رادیکال شدن اسلام بلکه از اسلامی‌ شدن رادیکالیسم نشأت می‌گیرد.»

مجموع این شواهد روآ را به رد دو موضع اساسی پیرامون ریشه‌های گسترش رادیکالیسم و تروریسم بنیادگرا هدایت می‌کند که پذیرش عام یافته‌اند: نخست موضعی که آن را الگوی عمودی می‌نامد و از قرآن شروع کرده و با گذر از ابن‌تیمیه، حسن البنا، سید قطب و بن لادن به داعش می‌رسد. دوم دیدگاهی که این پدیده را نتیجه ناگزیر علل سیاسی همچون میراث استعمار، مداخلات نظامی غرب در خاورمیانه و طرد مهاجران توسط جوامع میزبان غربی می‌داند. روآ علیرغم پذیرش اهمیت این عوامل تأکید می‌کند که بر مبنای شواهد گردآوری شده عوامل مذکور ناتوان از توضیح درست پدیده هستند و بارها تکرار می‌کند که خشونت برای این قبیل افراد نه یک ابزار بلکه هدفی فی نفسه است و مقصود داعش از تأسیس دولت اسلامی نه خلق آرمان‌شهر بلکه طغیان مطلق و تحقق آخرالزمان است.

کتاب «جهادگرایی و مرگ؛ جذابیت جهانی داعش» در ۱۸۱ صفحه و به بهای ۹۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...