به گزارش ایبنا، بر پایه داده‌های بانك اطلاعات كتاب چاپی وبگاه موسسه خانه كتاب، در سال‌های 96 و 97 در مجموع، 16 عنوان كتاب به طور اختصاصی با موضوع بانو زینب كبری (س) در قم منتشر شده است که از این میان 10 عنوان چاپ اول، 6 عنوان چاپ مجدد هستند.

بر اساس این گزارشی برخی از عناوین مرتبط از این قرارند:

200 داستان از فضایل، مصایب و کرامات حضرت زینب (ع)
نویسنده: عباس عزیزی، ناشر: صلاه

خطبه‌های قیام امام حسین (ع) همراه با خطبه‌های امام سجاد و حضرت زینب
نویسنده: مائده آل‌مرتضی؛ نرگس رضوی و مونا فردوسی‌زاده، ناشر: آوای بهار

خطابه خورشید: سخنرانی‌های امام حسین (ع) در عاشورا (از هجرت تا شهادت) و امام سجاد (ع) و حضرت زینب (ع) و ام کلثوم (ع) و فاطمه صغری (ع)
نویسنده:هدایت‌الله مرید ؛ ناشر: سبط النبی


گل‌های شقایق: سوگنامه حضرت فاطمه زهرا (س)، حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)
شاعر: محمد کچوئی؛ ناشر: عصر جوان

دروس فی شرح الخطبه الزینبیه: الخطبه التی القتها السیده زینب سلام الله علیها فی الکوفه
نویسنده: ام‌حسین ابوالسعود، ناشر: دارالتفسیر


فیروزه فردوس: چهارده پرده از زندگانی حضرت فاطمه و زینب (ع)
نویسنده: مریم بصیری، ناشر: موسسه بوستان کتاب

زینب زین اب است
نویسنده:محمود عزیزیان، ناشر: مهر امیرالمومنین (ع)

بانوی آفتاب: پژوهشی در زمانه و زندگی حضرت زینب (ع)
نویسنده:مرضیه محمدزاده، ناشر: دلیل ما

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...