به گزارش ایبنا، بر پایه داده‌های بانك اطلاعات كتاب چاپی وبگاه موسسه خانه كتاب، در سال‌های 96 و 97 در مجموع، 16 عنوان كتاب به طور اختصاصی با موضوع بانو زینب كبری (س) در قم منتشر شده است که از این میان 10 عنوان چاپ اول، 6 عنوان چاپ مجدد هستند.

بر اساس این گزارشی برخی از عناوین مرتبط از این قرارند:

200 داستان از فضایل، مصایب و کرامات حضرت زینب (ع)
نویسنده: عباس عزیزی، ناشر: صلاه

خطبه‌های قیام امام حسین (ع) همراه با خطبه‌های امام سجاد و حضرت زینب
نویسنده: مائده آل‌مرتضی؛ نرگس رضوی و مونا فردوسی‌زاده، ناشر: آوای بهار

خطابه خورشید: سخنرانی‌های امام حسین (ع) در عاشورا (از هجرت تا شهادت) و امام سجاد (ع) و حضرت زینب (ع) و ام کلثوم (ع) و فاطمه صغری (ع)
نویسنده:هدایت‌الله مرید ؛ ناشر: سبط النبی


گل‌های شقایق: سوگنامه حضرت فاطمه زهرا (س)، حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)
شاعر: محمد کچوئی؛ ناشر: عصر جوان

دروس فی شرح الخطبه الزینبیه: الخطبه التی القتها السیده زینب سلام الله علیها فی الکوفه
نویسنده: ام‌حسین ابوالسعود، ناشر: دارالتفسیر


فیروزه فردوس: چهارده پرده از زندگانی حضرت فاطمه و زینب (ع)
نویسنده: مریم بصیری، ناشر: موسسه بوستان کتاب

زینب زین اب است
نویسنده:محمود عزیزیان، ناشر: مهر امیرالمومنین (ع)

بانوی آفتاب: پژوهشی در زمانه و زندگی حضرت زینب (ع)
نویسنده:مرضیه محمدزاده، ناشر: دلیل ما

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...