رابین رابرتسون به عنوان برنده دهمین دوره جایزه اسکات انتخاب شد.

به گزارش مهر، دهمین جایزه اسکات که به بهترین اثر تاریخی تعلق می‌گیرد، رابین رابرتسون را به عنوان برنده ۲۰۱۹ خود انتخاب کرد. این نخستین باری است که یک شاعر به عنوان برنده این جایزه ۲۵ هزار پوندی انتخاب می‌شود. کتاب رابرتسون با عنوان «برداشت بلند» ترکیبی از نظم و نثر با اشعار بلند روایی تاریخی است که بیش از هر چیز یادآور زبان سر والتر اسکات هم هست.

رابرتسون که اکنون در لندن زندگی می‌کند، متولد سواحل شمال شرقی اسکاتلند است و کتابش را درباره شهرهای بزرگ آمریکایی در دوره پس از جنگ جهانی دوم خلق کرده است. وی جایزه‌اش را از دست الکساندر مک‌کال اسمیت نویسنده و نیز دوک بوکلویچ اسپانسر این جایزه دریافت کرد. رابرتسون گفت مانند والتر اسکات او نیز کارش را به عنوان شاعر شروع کرد و بعد به صورت تصادفی به سمت داستان‌گویی رفت.

هیأت داوران با یادآوری اینکه جایزه والتر اسکات ۱۰ سال پیش با اهدای جایزه به هیلاری مانتل برای «تالار گرگ» کارش را شروع کرد، گفت این جایزه می‌داند که داستان‌های تاریخی چه نقشی در چشم‌انداز ادبیات ایفا می‌کنند و به همین دلیل معنای داستان تاریخی عمیق‌تر هم شده است و هر روز نویسندگان بیشتری در زبان انگلیسی به این امر گرایش پیدا می‌کنند و به همین دلیل هم هر سال انتخاب برنده این جایزه سخت‌تر می‌شود.

«برداشت بلند» کتاب برنده امسال روایتی از سفر داخلی یک سرباز کهنه‌کار کانادایی به نام واکر در سفر از نیویورک به لس‌آنجلس و سن‌فرانسیسکو است که تلاش دارد تا با این سفر به بازسازی زندگی‌اش پس از پشت‌سر گذاشتن هراس‌های جنگ در اروپا بپردازد. در خلال این روند نویسنده به مسائلی چون فیلم‌های سیاه و سفید، ترس دوران مک‌کارتیسم و زخم‌های روانی به جای مانده از جنگ می‌پردازد.

دیگر فینالیست‌های این جایزه شامل سامانتا هاروی، اندرو میلر، مایکل اونداتیه، پیتر کری و کرسیدا کانلی بودند.

هر یک از راه‌یافتگان به فهرست نهایی یک جایزه هزار پوندی دریافت کردند.

این رقابت از نظر ارزش مالی یکی از پنج جایزه برتر بریتانیا است و سال ۲۰۰۹ توسط دوک و دوشس بوکلوچ پایه‌گذاری شده است.

برای شرکت در این رقابت، کتاب‌ها باید به زبان انگلیسی نوشته شده باشند و نقطه تمرکز آنها بر ماجرایی باشد که حداقل ۶۰ سال پیش اتفاق افتاده است. این کتاب باید در بریتانیا، ایرلند یا دیگر کشورهای مشترک‌المنافع منتشر شده باشد.

والتر اسکات (۱۷۷۱ تا ۱۸۳۲)، رمان‌نویس، شاعر، تاریخ‌دان و زندگی‌نامه‌نویس اسکاتلندی است که او را پدر رمان تاریخی می‌دانند. اشعار و رمان‌های معروف به وِیورلی او، به بازگویی وقایع مهیج مربوط به تاریخ وطنش می‌پردازند و سایر رمان‌های وی به بریتانیا و فرانسهٔ دوران قرون وسطی برمی‌گردند. شخصیت‌های اصلی رمان‌های وی را شاهان، ملکه‌ها، رجل سیاسی، مزرعه‌داران، گدایان و راهزنان تشکیل می‌دهند.

اسکات از برجسته‌ترین چهره‌های رمانتیسیسم بریتانیا محسوب می‌شود که آثارش هنوز از استقبال بالایی برخوردار است.«آیوانهو»، «راب روی»، «بانوی دریاچه» و «ویورلی» از جمله آثار مشهور او هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...