هنرآنلاین: کتاب «کاغذ سرخ؛ انتشارات ایدئولوژیک صادرشده از شوروی» با همکاری استودیو کارگاه و مرکز نبشی منتشر شد. این کتاب در ادامه پروژه‌ آرشیوی استودیو کارگاه و مرکز نبشی با طراحی، گردآوری و تنظیم پیمان پورحسین شکل گرفته و  طراحی کتاب را ساناز سلطانی برعهده داشته است.

در این کتاب متن‌ها و گفت‌و‌گوهایی از مسعود کوهستانی‌‌نژاد، لانا راوندی‌فدایی، علی دهباشی، یوگینیا نیکیتنکو، یوریک کریم‌مسیحی، کیانوش غریب‌پور، محمود کاشی‌چی، جمال میرصادقی، هارون یشایایی و مهرداد بهار در دسترس است.

زمستان ۱۳۹۸ مرکز نبشی با رویکردی آرشیومحور اقدام به برگزاری نمایشگاهی در دو بخش با عنوان «کاغذ سرخ»  کرد که با نمایش فیلم و نشست‌هایی همراه‌ بود و کتاب «کاغذ سرخ» ماحصل پژوهش‌ها و مطالعات این نمایشگاه است. در این نمایشگاه مجموعه‌ای از پوسترها و اسناد تصویری به نمایش درآمد که با توجه به روابط دیرینه‌ ایران و روسیه، نقشی جدی در تاریخ معاصر و فرهنگ تصویری ایران داشته‌ است.

اسناد کاغذی و تصویری تولیدشده از سمت شوروی که برای نفوذ فرهنگی برنامه‌ریزی‌شده‌ به ایرانیان و مسلمانان همسایه تهیه می‌شدند و به صدور ایدئولوژی در لباس فرهنگ و هنر می‌پرداختند، در این مجموعه به نمایش درآمد. بخش دیگر این نمایشگاه شامل مدارک مربوط به روابط سیاسی‌ - فرهنگی ایران و شوروی در بازه‌ زمانی بعد از انقلاب روسیه تا قبل از انقلاب ایران بود و قسمت تصویری آن به کتاب‌هایی پرداخت که «بنگاه نشریات پروگرس مسکو» به زبان فارسی در شوروی به چاپ رسانده و به ایران صادر کرده است.

با توجه به ناتمام ماندن نمایشگاه به دلیل شیوع بیماری کرونا و تعطیلی مرکز نبشی در این روزها، علاقه‌مندان می‌توانند خرید کتاب را از طریق وب‌سایت و اینستاگرام مرکز نبشی انجام دهند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...