کتاب «مکتب لندن تجدید حیات نقاشی معاصر» [The School of London : the resurgence of contemporary painting] اثر آلیستر هیکس [Alistair Hicks] توسط نشر نظر تجدید چاپ شد. این کتاب به بررسی نقش مکتب لندن در تجدید حیات نقاشی معاصر می‌پردازد.

مکتب لندن تجدید حیات نقاشی معاصر» [The School of London : the resurgence of contemporary painting] آلیستر هیکس [Alistair Hicks

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ کتاب «مکتب لندن تجدید حیات نقاشی معاصر»، در باب گروهی از نقاشان مطرح و بحث برانگیز انگلیسی پس از جنگ جهانی دوم است؛ نقاشانی که سبک‌های هنری زمانه مینی‌مالیسم، مفهوم‌گرایی و پاپ آرت که دوران اوج را می‌گذراندند اکتفا نکردند و با اشتیاقی سرسختانه به ثبت تجربیات گذرا، دست به خلق آثاری پیکرنما زدند که گویی محصول نوعی بحران هستند. در زمانه‌ای که اغلب هنرمندان بر این باور بودند که کلام نگفته‌ای در نقاشی باقی نمانده است و نقاشی معاصر در مسیر زوال خود گام بر‌می‌دارد، انگلیسی‌ها پرچم نقاشی معاصر را از آمریکا باز پس گرفتند و حیات دوباره نقاشی معاصر در بریتانیا رقم زدند.
آلیستر هیکس، نظریه‌پرداز و منتقد بریتانیایی، در این کتاب به بررسی نقاط مشترک این نقاشان و ویژگی‌های مکتب لندن می‌پزدازد.

در پیشگفتار این کتاب آمده است:
نقاشی بریتانیا تاکنون چنین قدرتمند نبوده و این کتاب در تجلیل از این واقعیت نگاشته شده است. کتاب نه به قصد بررسی جامع هنر بریتانیا که به بحث درباره مکتب لندن می‌پردازد. من نیز بنا به خاستگاه اصلی این اصطلاح که اولین بار توسط رونالد کیتای ابداع شد، مکتب لندن را بیش از هفت یا هشت نقاش که این مکتب غالبا بدان‌ها نسبت داده می‌شود بسط داده‌ام. من بیست‌و‌چهار نقاش را انتخاب کرده‌ام که در حول و حوش لندن مستقر بوده‌ یا هستند کارشان به روشنی، بیانگر شروع و تداوم رنسانی در بریتانیاست.
درباره هر هنرمند جداگانه بحث ‌کرده‌ام. از مناسباتاشان با یکدیگر پرده برداشته‌ام و از مصاحبه با آنها بهره شایانی برده‌ام تا حد امکان به توضیح قدرتمند و پر‌مایه‌ای درباره‌شان برسم. در مقام اولین کتاب نوشته شده درباره مکتب لندن، می‌بایست مدعی شد که این مکتب، جانشین شایسته و برحق مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی نیویورک است.

«مکتب لندن تجدید حیات نقاشی معاصر» اثر آلیستر هیکس با ترجمه ساناز حائری توسط چاپ و نشر نظر، در 192 صفحه منتشر شده است. این کتاب قبلا توسط انتشارات حرفه هنرمند منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...