کتاب «فالنامه تهماسبی» شاهکار نگارگری شیعی دوران صفوی به کوشش علیرضا مهدی زاده توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

فالنامه تهماسبی علیرضا مهدی زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با توجه به اینکه همواره شمار قابل‌توجهی از شیعیان در ایران به سر می‌بردند و از دیگر سو، وزیران و عالمان شیعی، در دستگاه‌های حکومتی حضور و نفوذ داشتند؛ بخشی از درون‌مایۀ نسخه نگاره‌های ایرانی در برخی دوره‌ها به‌خصوص از قرن دهم هجری به بعد معطوف به بازنمایی مضامین مورد علاقه و تأکید تشیع است.

در این میان، نسخۀ فالنامه تهماسبی که در زمان غلبۀ گفتمان تشیع در دوران حکومت شاه‌تهماسب تولیدشده، از جنبۀ مضمونی و محتوایی نسخه‌ای قابل‌تأمل است؛ در این نسخه، گلچینی از آموزه‌ها و وقایع مهم اسلام و تشیع، قصه‌های قرآنی و مذهبی که به‌نوعی بیانگر حقیقت و حقانیت مذهب تشیع هستند، به تصویر درآمده‌ است. به نظر می‌رسد رویکرد نگارگران این نسخه، معطوف به بازنمایی مضامین و مفاهیم اسلامی و شیعی، بر اساس باورها و روایت‌های موردنظر گفتمان تشیع بوده است که موجب بروز و ظهور نشانه‌ها و نمادها و تمهیدات تصویریِ جدیدی در برخی نگاره‌های آن شده است.

نکتۀ قابل‌تأمل و مهم در رابطه با نسخۀ فالنامه این است که مضامین اسلامی و شیعی‌ای این نسخه، آن‌گونه که شیعیان باور دارند و بر مبنای باورها و روایت‌های موردنظر گفتمان تشیع به تصویر درآمده‌اند و در برخی از نگاره‌های این نسخه، نشانه‌ها، نمادها و تمهیدات تصویری جدیدی خلق شده است که نسخۀ فالنامه را در میان نسخه‌های مصور اسلامی و شیعی، برجسته و شاخص می‌سازد و حتی می‌توان برخی نگاره‌های این نسخه را (مانند نگاره معراج، فتح خیبر) به‌مثابه نگاره‌هایی شاخص و الگو در نگارگری شیعی دانست. چراکه این نگاره‌ها هم از جنبه مضمونی و محتوایی در راستای گفتمان تشیع به تصویر درآمده‌اند و هم از جنبه شکلی و زیبایی‌شناسی، مفاهیم، باورها و روایت‌های گفتمان تشیع را بازمی‌نمایانند.

کتاب «فالنامه تهماسبی» شاهکار نگارگری شیعی دوران صفوی به کوشش علیرضا مهدی زاده توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...