کتاب «جوهره‌ی مکان» یا «پژوهشی درباب معماری کردن در اصفهان» به کوشش محمدرضا قانعی و سهند منشی منتشر شد.

جوهره‌ی مکان» یا «پژوهشی درباب معماری کردن در اصفهان محمدرضا قانعی

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «جوهره مکان: پژوهشی درباب معماری کردن در اصفهان» رویکردهای جهانی درباره پیوند معماری (مکان) با بستر و زمینه‌اش را بررسی کرده و نشان می‌دهد که گروهی از معماران معاصر که به اهمیت امتداد سنت عظیم قدمایی ما در معماری پی برده‌اند چگونه تلاش کردند با اندیشه‌ورزیِ دوباره در محیط غنیِ شهر اصفهان، بناهای معاصر خود را با نبض این موجود زنده هماهنگ کنند.

سهند منشی یکی از نویسندگان کتاب در گفت‌وگو با ایسنا گفته است: هسته اولیه کتاب سال ۹۴ شکل گرفت، زمانی که چند نفر از معماران، گروهی تشکیل داده و مطالعات میدانی را درباره بناهای معاصر اصفهان انجام دادند تا این موضوع را بررسی کنند که کدام بناها به مباحث زمینه‌گرایی در معماری چند دهه اخیر ایران توجه کرده‌اند. ماحصل آن مطالعات، جزوه تحقیقاتی به نام زمینه‌گرایی شد که ما ترجیح دادیم آن را به کتابی تحلیلی تبدیل کنیم، بنابراین کار در خصوص کتاب «جوهره مکان» از سال ۹۸ شروع شد و بعد از ۳ سال کار پژوهشی تخصصی، این کتاب امسال به چاپ رسید.

منشی افزود: شهر اصفهان به‌ویژه از دوران صفوی به بعد دارای جریان معماری خاص و صاحب مکتب اصفهان شده است که چند قرن در معماری کشور تأثیر گذاشت؛ درواقع شهر اصفهان معمارانی را در دوران معاصر پروراند که به جوهره، اصالت و دستاوردهای معماری ایرانی و اصفهانی توجه کردند و تلاش کردند تا این دستاوردها را در بناهای خود نمود دهند.

نویسنده کتاب «جوهره مکان؛ پژوهشی درباب معماری کردن در اصفهان» گفت: در مباحث نظری معماری به این اشاره می‌شود که معماری چگونه به بسترها و زمینه خود توجه می‌کند؛ این بستر دارا معیارهای ملموس (فرم بنا و عناصر معماری) و ناملموس (عناصر جامعه‌شناختی و زیستن انسان‌ها) است و امروز گفته می‌شود که معماری دارای زمینه‌گرایی است که باید به این ملاک‌ها توجه شود.

او ادامه داد: از زمانی که این نظریه‌ها به ایران وارد شد، بسیاری از معماران به‌ویژه از ابتدای قرن حاضر شمسی تلاش کردند که زمینه و ماهیت بستر معماری ایرانی را در آثار خود لحاظ کنند، این کتاب نیز در چند فصل ابتدایی درباره این مبانی و نظریه‌ها و در ادامه به‌طورکلی درباره هنر و معماری ایران صحبت می‌کند و بعدازآن به بررسی معماری اصفهان از منظر تحلیلی و انتقادی به می‌رسد.

منشی با اشاره به برگزاری کنگره معماری در سال ۱۳۴۸ در مهمانسرای عباسی اظهار کرد: معماران در این کنگره به این توجه کردند که چگونه می‌توانیم معماری ایرانی را در بناهای جدید نمود بدهیم. کتاب جوهره مکان نیز در فصل‌های آخر ۱۰ بنای ساخته‌شده در اصفهان را موردبررسی تحلیلی و انتقادی قرار می‌دهد؛ اولین بنا، ساختمان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که اواخر دهه ۴۰ در حوالی پل فلزی ساخته شد و بنای دیگر نیز مجتمع تجاری عباسی (آمادگاه) بود. بعد از انقلاب، انقطاعی در حوزه معماری ایجاد شد و از دهه ۷۰ معماران مجدداً به مباحث زمینه‌گرایی توجه کرده و تلاش کردند که معماری ایرانی و اصفهانی را در آثار خود ظهور و بروز دهند.

این محقق حوزه معماری اضافه کرد: از دهه‌های ۷۰ و ۸۰ که پروژه‌هایی مانند ساختمان فرشچیان، پروژه مجتمع اداره پلی اکریل و کتابخانه مرکزی اصفهان انجام شد تا سال ۹۵ و پروژه خانه آبان اثری از محمد عرب و مینا معین‌الدین به‌عنوان آخرین پروژه‌ای که با توجه به ملاک‌های زمینه‌گرایی انجام‌شده در کتاب بررسی می‌شوند.

کتاب «جوهره‌ی مکان» اثر محمدرضا قانعی و سهند منشی در 384صفحه و با قیمت 270هزار تومان توسط انتشارات فرهنگستان هنر (متن) منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...