کتاب مجموعه‌مقاله «تئاتر و جامعه» با گردآوری رضا کوچک‌زاده توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

تئاتر و جامعه رضا کوچک‌زاده

به گزارش مهر، این‌کتاب اولین‌عنوان از مجموعه «کتابخانه تئاتر» و بررسی‌های میان‌رشته‌ای است که زیرمجموعه عنوان «گستره خیال» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

«گستره خیال»، کتاب‌های مربوط به تئاتر و سینما را در بر می‌گیرد. این کتاب‌ها با وجود گوناگونی‌شان ویژگی‌های مشابه و همگون داشته و دربرگیرنده نیاز و ضرورت جامعه هنری و دانشگاهی اهالی هنر هستند. دبیر این مجموعه رضا کوچک‌زاده است. چاپ این‌مجموعه با انتشار نمایشنامه‌های مشترک محمد چرم‌شیر و فرهاد مهندس‌پور آغاز شد.

این‌کتاب به قول گردآورنده‌اش بنا بوده در سال ۱۳۸۳ و زمانی که مجموعه‌نوشتارهایی را برای آن برگزیده و یا نوشته بوده، به چاپ برسد. اما کتاب تا شهریور ۸۵ منتشر نشد. اما وقتی کتاب به کتابفروشی‌ها رسید، مولفش به اطلاعات و آگاهی جدیدی دست پیدا می‌کند و می‌خواسته نسخه کامل‌تر آن را دو سال بعد به چاپ برساند. کوچک‌زاده تا سال ۸۸ تلاش می‌کند کتاب تازه‌ای تدوین کند و این‌تلاش، تا سال ۹۸ ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه کتابی که حالا نشر نو چاپ کرده، به کتابفروشی‌ها آمده است.

۳ بخش اصلی دارد که بخش اول، «بررسی‌های ما»، بخش دوم «پیوست یک: نگرش‌های دیگران» و بخش سوم «پیوست دو: گفت‌وگو» است. در بخش اول، ۷ نوشتار پژوهشی از پژوهشگران عرصه تئاتر و جامعه‌شناسی چاپ شده است. در پیوست اول هم ۷ نوشتار دیگر از نویسندگان و پژوهشگران جهانی آمده که در حکم مکمل مطالب بخش اول هستند. پیوست دوم یا همان بخش سوم کتاب هم ۳ گفتگو با هنرمندان تئاتر را شامل می‌شود.

مقاله‌های اولین بخش کتاب به این‌ترتیب‌اند: «تئاترستیزی افلاطون» نوشته علی قلی‌پور، «پیوستگی دوسویه نمایش‌های سنتی ایران با جامعه ایرانی» نوشته رضا کوچک‌زاده، «در تماشاخانه چه می‌گذرد؟» از امیر خراسانی، «ناممکن بودن تئاتر خیابانی در ایران» نوشته رضا سرور، «درآمدی بر تحلیل پیدایش زیرمیدان موج نو تئاتر ایران در دو دهه سی و چهل خورشیدی» از سعید اسدی، «دموکراتیزاسیون یا دموکراسی فرهنگی؟» نوشته سارا شریعتی و فاطمه پدرام و «نمایش مدرسه‌ای و جامعه‌پذیری کودکان و نوجوانان» نوشته سیدحسین فدایی‌حسین.

مطالبی هم که در بخش دوم کتاب، درج‌شده‌اند از این‌قرار اند: «خاستگاه انسان‌شناسی تئاتر» نوشته یوجینیو باربا با ترجمه رضا سرور، «چرا می‌خندند؟» نوشته ویلیام او.بیمن با ترجمه سعید آقایی، «اندیشه‌های اجتماعی برشت و گروه تئاتر نان و عروسک» نوشته سی دبلیو بیگزبی با ترجمه مسعود نجفی، «کاندومبله برزیلی» به قلم ژان دووینیو با ترجمه سپیده پارساپژوه، «ما اینجاییم» نوشته گویی‌یلمو اسکی‌نینا با برگردان مهدی فیضی، «تئاتر آکواریوم یا تئاتر متعهد دانشگاهی» نوشته اِولین اِرتل با ترجمه اصغر نوری و «چرا تئاتر اجتماعی؟» نوشته مشترک جیمز تامپسون و ریچارد شکنر با ترجمه سکینه عرب‌نژاد.

«تئاتر نمی‌تواند اجتماعی نباشد!» شامل گفتگوی رضا کوچک‌زاده با فرهاد مهندس‌پور، «تئاتر به مثابه فضای زیستن» شامل گفتگوی زهرا ایپسیرو گلو با روبرتو چولی با ترجمه خسرو محمودی و «تئاتر و حل مشکلات آسیب‌دیدگان اجتماعی» شامل گفتگوی داگلاس ال. پترسون و مارک وینبرگ با ترجمه حسین شاکری هم ۳ گفتگویی هستند که در پیوست دوم کتاب چاپ شده‌اند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

نمایش‌های سنتی ایران گرفتار فرم ساکن و ایستای خود هستند و گویی چنان برساخته شده‌اند که میلی هم به مشارکت پویای تماشاگران ندارند. به نظر می‌رسد یکی از دلایل نابودی آنها همین سختی و انعطاف‌پذیری اجرایی‌شان باشد. امروزه با تعزیه چنان برخورد می‌شود که گویی هر تغییری در آن، نه به سبب پویایی بلکه موجب از بین رفتن تقدسش می‌شود و همان مشارکت ذهنی و مویه‌گرانه برای آن کافی‌ست؛ این در حالی‌ست که تعزیه نه‌تنها به‌عنوان نمایش فضای باز، پتانسیل بسیاری برای جلب مشارکت تماشاگران و تغییرات اجرایی دارد بلکه مانند هر نمایش آیینی-مذهبی دیگر نیازمند همکاری گروهی تماشاگران است تا فرم‌ها و تکنیک‌های آن را گسترش دهند. تنها از این راه است که می‌توان جلو انقراض ان را گرفت، نه با محصور کردن آن به اشکال مختلف و نگهداری از آن به‌عنوان پدیده‌ای موزه‌ای برای اهدافی خاص و مناسبت‌هایی ویژه. در سراسر دنیا، نمایش‌های مذهبی و آیینی _ که در آغاز آنها نیز در فضای باز اجرا می‌شده‌اند _ اندک‌اندک از حالت ایستا و ساکن خود درآمده‌اند و شکل‌های پویاتری به خود گرفته‌اند؛ نمایش‌های کرامات میستری، مامرها، نمایش آلام و مصایب مسیح، پجنت دراما، نمایش سبت و … همگی در طول سالیان و از راه همکاری تماشاگران، دگردیسی و تکامل تکنیکی و مضمونی یافتند و به شکل‌گیری سنت‌های کارناوالی انجامیدند. مهم‌ترین پیامد حرکت از فرم ایستا به شکل پویا، تبدیل‌شدن تماشاگر از بیننده صرف به بازیگر / تماشاگری‌ست که سهم خود را در کنش آیینی بازی می‌کند و به سرچشمه‌های آیینی درام بازمی‌گردد. این تمایل بازگشت به سرچشمه‌های آیینی نمایش از راه مشارکت تنانی تماشاگر، نه‌تنها به نمایش‌های غربی محدود نمی‌شود بلکه شکل‌های گسترده و متنوع‌تر آن را می‌توان در بسیاری از نمایش‌ها و آیین‌های شرقی _ در کشورهایی مانند هند، چین، مالزی، ویتنام، برمه و... _ یافت.

این‌کتاب با ۴۷۱ صفحه، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۸۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...