کتاب «مروری بر نظریه‌های زیبایی» اثر صالح طباطبایی توسط نشر نی منتشر شد.

مروری بر نظریه‌های زیبایی صالح طباطبایی

به گزارش کتاب نیوز، صالح طباطبایی، نویسنده، مترجم و منتقد، در تهران متولد شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتۀ فیزیک کاربردی دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد، سپس به علوم شناختی پرداخت و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتۀ علوم شناختی از دانشگاه شهید بهشتی گرفت. علایق فرهنگی او همواره به فلسفه، هنر و ادبیات معطوف بوده، و در سال‏های اخیر، به ‏ویژه، به ادبیات روی آورده است. رمان «زمستان مومی» اثر داستانی اوست.

ناشر در معرفی اثر جدید او آورده است:

شاید چنین بنماید که فلسفه‌ی هنر یا زیبایی‌شناسی فلسفی باید به مبحث زیبایی بپردازد، ولی درهم‌تنیدگی نقش زیبایی با گزینش‌های فردی و تعاملات اجتماعی دانشمندان علوم‌شناختی را واداشته است تا به کشف چگونگی ادراک زیبایی و مؤلفه‌های اصلی آن همت گمارند. در کتاب حاضر، دکتر صالح طباطبایی، دانش‌آموخته‌ی علوم شناختی، به مرور انتقادی مهم‌ترین نظریه‌های زیبایی در زیبایی‌شناسی تجربی و علوم شناختی پرداخته است. کتاب با زیبایی‌شناسی تجربی فخنر آغاز می‌شود، سپس به «نظریه‌ی پتانسیل برانگیختگی» برلاین، کاربرد «نظریه‌ی اطلاعات» در زیبایی‌شناسی، زیبایی‌شناسی گشتالتی، نظریه‌ی شناختی «پسند سرنمونی» مارتین دیل، نظریه‌ی شناختی «سهولت پردازش» رِبِر، انگاره‌ی شناختی «پردازش اطلاعات چندمرحله‌ای» لِدِر، «نظریه‌ی الگوریتمی زیبایی» اشمیدهوبر و سرانجام «زیبایی‌شناسی عصب‌شناختی» (Neuroaesthetics) می‌پردازد. پیوست تکمیلی کتاب درباره‌ی «نظریه‌ی تناسبات» ابن‌هیثم در ادراک زیبایی است. این همان نظریه‌ای است که هنرپژوهان عصر رنسانس، چون لورنتسو گیبرتی، لئونه باتیستا آلبرتی و لئوناردو داوینچی، از آن وام گرفتند.

«مروری بر نظریه‌های زیبایی» اثر صالح طباطبایی در 106 صفحه و قیمت 38 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...