«مبانی قواعد قرآن شناختی تفسیر تسنیم» تالیف خدیجه غلامی که در آن به تحلیل کتاب تفسیر تسنیم اثر گرانسنگ آیت الله عبدالله جوادی آملی می‌پردازد.

مبانی قواعد قرآن شناختی تفسیر تسنیم خدیجه غلامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، این کتاب شامل یک مقدمه و ۲ فصل است که در فصل اول مبانی قرآن‌شناختی عام و در فصل دوم مبانی خاص تفسیر تسنیم مورد بررسی قرار گرفته است.

قدسی بودن الفاظ، تحریف ناپذیری، فهم‌پذیری، امکان و جواز تفسیر و حجبیت ظواهر قرآن از جمله مبانی عامی است که نویسنده برای تفسیر تسنیم بیان می‌کند.

جهانی و جاودانگی، جامعیت در هدایت به سعادت، انسجام و پیوستگی آیات، ساختار چندمعنایی، و اشتمال بر محکم و متشابه از دیگر مبانی عام تفسیر تسنیم است که در کتاب به آن اشاره شده است.

در فصل دوم کتاب مذکور، برخی ویژگی‌های قرآن مانند تجلی‌گاه ذات اقدس الهی، زبان فطرت، همتایی با اهل بیت(ع) و دلالت استقلالی قرآن در بیان مقاصد به عنوان مبانی خاص تفسیر در کتاب تسنیم بیان شده است.

مولف کتاب پس از بیان هر مبنا به دلایل آن مبنا پرداخته و اثرگذاری آن را در تفسیر تسنیم بررسی کرده است.

نویسنده در مقدمه کتاب آورده است: در خصوص تفسیر، مبانی همان باورها و اصول پذیرفته شده و مسلم مفسران است که در فرآیند تفسیر قرآن اثر گذاشته و پذیرش یا نفی آن موجب رویکردی خاص در تفسیر می‌شود.

غلامی افزوده است: منظور از مبانی عام آن دسته از مبانی است که همه یا غالب مفسران آن‌ها را پذیرفته اند.

وی در ادامه مبانی خاص را آن دسته از مبانی معرفی می‌کند که مفسران در قبول یا رد آن‌ها با یکدیگر اختلاف داشته و هر یک نظر خاص خود را دارند.

مولف کتاب سه نوع شناخت سندی و انتسابی، شناخت تحلیلی و شناخت ریشه‌ای و تاریخی را برای بررسی قرآن ضروری می‌داند.

وی بیان می‌کند: هر مبنای تفسیری، زیرساختی است برای قواعد و آثار در تفسیر قرآن [که] بایدها و نبایدهایی را در عملیات تفسیر پدید می‌آورد.

کتاب « مبانی و قواعد قرآن شناختی تفسیر تسنیم» ۲۳۲ صفحه دارد. این کتاب در سال ۱۳۹۹ توسط انتشارات حکیم روز در یکهزار شمارگان به چاپ رسید و با بهای ۴۰ هزار تومان در دسترس علاقمندان قرار گرفت.

برش هایی از کتاب:

همانگونه که قرآن کریم در میدان مسابقه، گوی سبقت را از آنِ خود می‌کند و هماره از دیگر کتب آسمانی پیش است، عترت طاهرین(ع) نیز در مسابقه عدل و احسان، همواره امام دیگران بوده، هرگز ماموم و خَلف کسی قرار نمی‌گرفتند و نمی‌گیرند؛ زیرا هر یک از آن ذوات مقدس خود قرآن متمثلند و حقیقت قرآن، همواره حاکم غیر محکوم و غالب غیر مغلوب خواهد بود...

[آیه‌های] محکم و متشابه [در قرآن] نیز چنان که امام صادق(ع) بیان می‌دارد، امری نسبی اس ت و برای معصومان(ع) و راسخان در علم، تمامی آیات محکم و نص است و در نتیجه، برای آن‌ها حجت است...

علامه طبرسی و جمعی از مفسران معتقدند که جمع قرآن در زمان پیامبر(ص) صورت گرفته و ترتیب آیات آن توفیقی است. هر آیه اگر به تنهایی یا در جمع آیات نازل می‌شد، جایگاهی خاص داشت که از سوی وحی تعیین میشد، مگر تنها اندکی از آن‌ها. آیت الله خویی نسبت دادن جمع قرآن کریم در درون سوره‌ها را به خلفا درست نمی‌داند و معتقد است جمع آیات در زمان پیامبر و به فرمان آن حضرت بوده است...

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...