دو کتاب «موریس بلانشو» [Maurice Blanchot] و «ژولیا کریستوا» [Julia Kristeva] از مجموعه «اندیشه‌گران انتقادی» توسط نشر مرکز به‌ چاپ‌های سوم و چهارم رسیدند.

به گزارش مهر،‌ موریس بلانشو، یل دومان، ژولیا کریستوا، رولان بارت، لویی آلتوسر، ژیل دلوز، ژاک دریدا، مارتین هایدگر، فردریش نیچه، ژان فرانسوا لیوتار، میشل فوکو، تئودور آدورنو و اسلاوی ژیژک عناوینی هستند که تابه‌حال در قالب مجموعه مذکور چاپ شده‌اند.

کتاب «موریس بلانشو» نوشته مشترک اورلیش هاسه و ویلیام لارج است که توسط رضا نوحی ترجمه شده است. چاپ سوم این‌کتاب با ۲۱۶ صفحه و قیمت ۵۲ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

«ژولیا کریستوا» هم نوشته نوئل مک‌آفی است که ترجمه‌اش به‌عهده مهرداد پارسا بوده است. چاپ چهارم این‌کتاب هم با ۲۲۳ صفحه و قیمت ۴۸ هزار و ۵۰۰ تومان وارد بازار نشر شده است.

مرکز، همچنین به‌تازگی کتاب «اسلاوی ژیژک» را از مجموعه اندیشه‌گران انتقادی با چاپ چهارم منتشر کرده است.

کتاب دیگری که این‌ناشر مانند «موریس بلانشو» به‌تازگی به چاپ سوم رسانده، «پیدایش ناسیونالیسم ایرانی (نژاد و سیاست بی‌جاسازی)» نوشته رضا ضیاءابراهیمی با ترجمه حسن افشار است.

نویسنده این‌کتاب معتقد است ناسیونالیسم بی‌جاساز پدیده‌ای بود که تولدش در حکم مرهمی برای درد عقب‌ماندگی ایران از اروپا بود. اما این‌پدیده فقط یک‌مسکّن بود و درد عقب‌ماندگی را درمان نکرد. این‌پدیده، یکی از انواع ناسیونالیسم در ایران است که و از جمله ویژگی‌هایی که نویسنده کتاب مذکور برای آن برشمرده، این است که جابه‌جاشده، نابه‌جا شده، وارداتی است و ریشه در خاک ایران ندارد.

چاپ سوم این‌کتاب هم با ۳۵۶ صفحه و قیمت ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

این‌ناشر همچنین کتاب «اوپانیشادها (کتاب‌های حکمت)» با ترجمه مهدی جواهریان و پیام یزدانجو را به‌تازگی با نسخه‌های چاپ پنجم به بازار نشر عرضه کرده است.

ناشر مذکور تا به‌حال ترجمه کتاب‌های «گیتا»، «سیذارتا» و «دهاماپادا» را از مجموعه «کتاب‌های حکمت» منتشر کرده است. اوپانیشادها کتاب‌های مقدس هندوها و عصاره قرن‌ها رازآمیزی و رازورزی‌هایی هستند که در جستجوی حکمت گردآوری و تدوین شده‌اند.

اوپانیشادها، اصلی‌ترین آموزه‌های حکیمانه هندی را طی قرن‌های مختلف تاریخ در بر می‌گیرد.

چاپ پنجم کتاب مورد اشاره با ۲۶۹ صفحه و قیمت ۳۲ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...