از کتاب «تقیه: خودپایی یا هدف‌پایی؟» اثر شهید دکتر محمد حسینی بهشتی در کانون توحید تهران رونمایی شد.

تقیه: خودپایی یا هدف‌پایی؟» اثر شهید دکتر محمد حسینی بهشتی

به گزارش کتاب نیوز، در مراسم رونمایی از کتاب «تقیه: خودپایی یا هدف‌پایی؟» دکتر علیرضا حسینی بهشتی و آیت الله محمد سروش محلاتی به ایراد سخنرانی پرداختند.
گوشه‌هایی از سخنرانی استاد محمد سروش محلاتی در این مراسم در ادامه آمده است:

درباره تشکیل حکومت قبل از ظهور، در میان فقهای شیعه دو نظر وجود دارد:
الف) حکومت در عصر غیبت را موفق نمی‌داند. آیت الله بهجت یکی از این فقهاست که می‌گوید: وظیفه ما در این دوره تقیه است، چون از طریق وحی می‌دانیم که این قیام‌ها ناراحتی را زیادتر می‌کند. وی در این جمله به روایتی با این مضمون که در مقدمه صحیفه سجادیه آمده، اشاره دارد.
ب) حکومت در دوره غیبت مانند دوره حضور است و در صورت مهیا بودن شرایط باید حکومت اسلامی تشکیل داد، حکومتی با همان اهدافی که امام زمان(عج) در حکومت خود دارد و اگر شرایط فراهم نیست، وظیفه داریم که شرایط لازم را فراهم آوریم.

شهید بهشتی در این باره دیدگاه سومی دارد. در نگاه او:
1. تقیه در عصر غیبت و پیش از عصر ظهور یک اصل دائمی است، هر چند، چند و چون آن در شرایط مختلف متفاوت می‌شود. فقط در شرایط ظهور تقیه پایان می‌یابد و صراحت در همه زمینه ها جایگزین می‌شود.
2. حکومت در غیبت، با حکومت در عصر ظهور فرق می‌کند و ما باید در حکومت مدارا و ملاحظه (تقیه) را رعایت کنیم. بر این اساس مواجهه ما با قدرت‌های ستمگر بدون ملاحظه نیست.

3. تقیه در دوره غیبت، نه به معنای بی اعتنایی به مسئولیت‌های اجتماعی، بلکه بمنظور کاهش خطرات دشمنان و جلوگیری از آسیب دیدن مردم و تضییع حقوق ایشان است. بهشتی به صراحت می‌نویسد:
بی پروایی در فعالیت به نفع یک نهضت، گاهی سبب می‌شود که قدرت‌های مخالف، خطری برای خود احساس کنند و برای پیشگیری، شدت عمل بیشتری بخرج دهند و تضیقات تازه ای بوجود بیاورند و از آزادی‌های نسبی محیط بکاهند. از دست رفتن این آزادی‌ها دو ضرر اساسی دارد: یکی آنکه راه‌های عادی پیشرفت نهضت مسدود می‌شود و دوم آنکه پیوستن افراد تازه به نهضت با مشکلات جدیدی روبرو می‌شود.

4. عصر غیبت عصر تلاش برای رسیدن به "جامعه ایده آل" نیست چون این جامعه فقط با ظهور تحقق می‌یابد. عصر غیبت، عصر تلاش برای داشتن جامعه بهتر است. از این رو باید از عدل مطلق به "عدل نسبی" تنزل کرد.
5. عدل مطلق در عصر ظهور در شرایط عادی و طبیعی اتفاق نمی‌افتد، بلکه بر اساس امدادهای غیبی و به شکل معجزه آساست، پس هیچ کسی نمی‌تواند در اوضاع و احوال عادی، توقع چنین اتفاقی را داشته و برای ایجاد آن تلاش کند. در دوره قبل از ظهور همه تلاش‌ها در محدوه شرایط مناسب و با توجه به قواعد تحولات متعارف اجتماعی است.

6. دیدگاه شهید بهشتی درباره تشکیل حکومت در این عصر، از جهاتی بدیع و قابل توجه است:
_ حکومتی که نباید بشکل مطلق و در هر شرایطی آن را مطلوب دانسته و بدنبال آن بود. چه اینکه ائمه(ع) نیز در عصر خود بدنبال آن نبودند.
_ حکومتی که باید مسئولیت خود را در قلمرو اوضاع و احوال عادی تعریف کند و به اندازه امکان موفقیت، مسئولیت بپذیرد.
_ حکومتی که پیوسته به چارچوب تقیه وفادار است و ملاحظه کاری را هرگز نفی نمی‌کند.
_ حکومتی که مطلق گرا نیست و در اهداف و برنامه های خود به شیوه خردمندانه ای انعطاف پذیر است.

کتاب «تقیه: خودپایی یا هدف‌پایی؟» اثر شهید دکتر محمد حسینی بهشتی در 244 صفحه و با قیمت 130هزار تومان توسط نشر روزنه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...