کتاب «تیران از گذشته‌های دور تا امروز» حاوی تاریخ، جغرافیا، آداب و رسوم، شرح ناموران، گویش ادیان، هنر و معماری شهرستان تیران توسط انتشارات یکتا منتشر و راهی بازار نشر شد.

تیران از گذشته‌های دور تا امروز» نوشته حسین صابری تهرانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تیران از گذشته‌های دور تا امروز» نوشته حسین صابری تهرانی در دو جلد توسط انتشارات یکتا چاپ و منتشر شده است.

تیران شهری در ۴۵ کیلومتری اصفهان و در مرکزیت شهرستان تیران و کرون و با جمعیت ۲۰ هزار نفر و در مجاورت شهرهای نجف آباد، سامان، عسگران، رضوانشهر و در مسیر غرب اصفهان قرار گرفته است. این‌شهر دارای آداب و رسوم، ظرفیت‌های تاریخی و باستانی، معادن، حیات وحش و قدمتی با بیش از پنج هزار سال است که در روزگارهای قدیم تفرجگاه پادشاهانی مثل شاه عباس اول و ظل السلطان بوده است.

تیران و کرون دارای ۲۷ اثر تاریخی ملی و پنج موقعیت گردشگری طبیعی مثل چشمه مرغاب، سد شهید منتظری، کوچه باغ‌های تاریخی، دربند و پارک محلی است. ساالانه بیش از ۴۰۰ هزار نفر به این مراکز سفر کرده و از محیط طبیعی استفاده می‌کنند. پارک‌ملی قمیشلو و دالانکوه هم از مناطق گردشگری حفاظت شده منطقه هستند.

نویسنده کتاب «تیران از گذشته‌های دور تا امروز» پس از معرفی جغرافیا و موقعیت این دیار به ظرفیت‌های تاریخی، معدنی، زیست محیطی و کشاورزی پرداخته و در دو جلد علت نامگذاری این شهر به نام تیران، آداب و رسوم، شخصیت‌ها، قوانین و شرح حال زندگی و اقدامات صورت گرفته از دوران‌های پادشاهان تا امروز را بررسی کرده است. این‌کتاب دو جلدی از سال‌های ۷۷ تا ۹۰ نوشته شده است.

بر اساس پژوهش‌های این‌نویسنده دیگران، تیگران، دیگراناگرد، تهران، طهران و تیران از نام‌های این خطه بوده که در گذر زمان بر آن نهاده‌اند.

جلد اول این کتاب برگرفته از مطالب جغرافیایی، موقعیت سنجی، ظرفیت‌ها، گویش‌های محلی، سال‌های قحطی، ناموران گذشته شهر است و در جلد دوم نویسنده به تغییر نام این شهر از تهران به تیران و تثبیت آن، آثار تاریخی خاص مثل یخچال طبیعی، دوازده‌های شهر، عصارخانه، باغ‌ها و قوانین تقسیم آب، سرفامیل‌ها، تاریخ مدارس و شخصیت‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی اشاره کرده است.

صابری تهرانی در جلد دوم، این‌کتاب را با عنوان تیران دیروز تیران امروز معرفی کرده است. مقاله‌ای از دایره المعارف اسلامی به قلم شیوا جعفری و مختصری از بلوک کرون برگرفته از کتاب سفرنامه اصفهان تألیف افضل الملک از دبیران عصر قاجار از ضمیمه‌های این دو جلد کتاب است.

................ هر روز با کتاب ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...