هشتمین جلد از مجموعه «روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه» به کوشش محمد عبد امین و از سوی بنیاد موقوفات افشار روانه کتابفروشی‌ها شد.

هشتمین جلد از مجموعه روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه محمد عبد امین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، ناصرالدین‌شاه قاجار که در سال 1264 هجری قمری در قصر محمدیه در حوالی باغ فردوس به سلطنت نشست، چهارمین شاه قاجار و یکی از مهمترین شاهان این سلسله پادشاهی در ایران بود. ناصرالدین‌شاه نامش همواره با اتفاقات تلخ، تکان‌دهنده و عجیب در تاریخ عجین شده است؛ از قتل امیرکبیر گرفته تا قرادادهای مختلف و جنبش تنباکو و گردآمدن 85 زن در اندرونی و ... . با این حال، او پادشاه اولین‌ها هم هست. شاید باورش سخت باشد، اما ناصرالدین‌شاه در کنار همه این معایبی که در دوران سلطنتش داشت، دستانی هنرمند هم داشت. او نقاشی می‌کشید، زبان فرانسه را تمرین می‌کرد، خاطرات و سفرنامه‌هایش را نوشت، گاه شعر می‌سرود و ... .

در این میان، یادداشت‌ها و خاطراتی که از او به دست ما رسیده، شاید بهترین منبع برای شناخت شاه صاحب قران باشد. عمده متون تاریخی که در دوره قاجار توسط ایرانی‌ها نوشته شده، به دلیل استبداد حاکم، خالی از تملق و چاپلوسی نیست؛ به همین دلیل خاطرات ناصرالدین شاه که به قلم خود او نوشته شده، می‌تواند در شناخت بیشتر و بهتر او کمک حال مخاطب امروز باشد. خاطراتی که کوتاه و ساده و با دقت به جزئیات امور نوشته شده‌اند. از سوی دیگر، از گذر این یادداشت‌ها می‌توان ایران دوره قاجار را از منظری جدید و از چشم سلطانی دید که یکی از شاهان تأثیرگذار در سلسله قاجار و بر سرنوشت ایران بود.

مجید عبد امین که در چند سال اخیر مجلدات دیگری از «روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه» را منتشر کرده، در هشتمین جلد از این مجموعه خاطرات شاه قاجار از شوال 1288 تا ذیحجه 1290 را عرضه کرده است. از دیگر بخش‌های خواندنی این کتاب، سفرنامه اول شاه به فرنگ است.

در این اثر شرح مسائل روزانه و جاری مملکتی، گزارشی از سفر ییلاقی سه ماهه شاه به کناره دریای مازندران، شرح شش ماه اقامت او در تهران و آماده‌سازی و مقدمات سفر سال بعد به اروپا، حرکت کاروان شاهی به سمت انزلی و در نهایت شرح وقایع سفر به اروپا است. این جلد از این جهت که بخشی از کتاب شرح نخستین سفر یک پادشاه ایرانی به مقصد کشورهای اروپایی است، اهمیت خاصی دارد.

بنیاد موقوفات افشار هشتمین جلد از این مجموعه را در 723 صفحه به قیمت 150 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...