کتاب «فاشیسم چیست و چگونه می‌شود با آن مبارزه کرد؟» [Fascism : what it is and how to fight it] نوشته لئون تروتسکی [Leon Trotsky] با ترجمه محمد رادمنش منتشر شد.

فاشیسم چیست و چگونه می‌شود با آن مبارزه کرد؟» [Fascism : what it is and how to fight it] لئون تروتسکی [Leon Trotsky]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایسنا، این کتاب در ۷۲ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۴هزار تومان توسط نشر طلایه پرسو منتشر شده است.

در نوشته پشت ‌جلد کتاب «فاشیسم چیست و چگونه می‌شود با آن مبارزه کرد؟» آمده است: در بحبوحه مبارزه علیه جنبش رو به رشد فاشیسم در اروپای دهه ۱۹۳۰ لئون تروتسکی، منشاء و ماهیت فاشیسم را به مثابه پدیده‌ای جدید اجتماعی در عصر امپریالیسم بررسی می‌کند و برای مبارزه با آن استراتژی طبقه - کارگری ارائه می‌دهد.

در این کتاب می‌خوانیم: «زمانی که سرمایه‌داران در مقابله با بحران‌های شدید دیگر قادر نیستند با توسل به ابزار دموکراتیک حکومت کرده و بر اوضاع مسلط شوند، آنگاه به فاشیسم متوسل می‌شوند. عملکرد تاریخی فاشیسم، در هم کوبیدن طبقه کارگر، نابودسازی سازمان‌هایش و خفه کردن آزادی‌های سیاسی مردم است.»

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...