کتاب «تاریخ فشرده آلمان؛ از ژولیوس سزار تا آنگلا مرکل» [The shortest history of Germany : from Julius Caesar to Angela Merkel : a retelling for our times] نوشته جیمز هاوز [James Hawes] با ترجمه سعید مقدم توسط نشر مرکز منتشر شد.

تاریخ فشرده آلمان؛ از ژولیوس سزار تا آنگلا مرکل» [The shortest history of Germany : from Julius Caesar to Angela Merkel : a retelling for our times] نوشته جیمز هاوز [James Hawes]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جیمز هاوز نویسنده این‌کتاب، متولد سال ۱۹۶۰ و دانش‌آموخته رشته زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه‌های آکسفورد و کالج دانشگاهی لندن است. او سپس به تدریس زبان آلمانی در دانشگاه‌های مینوث، شفلید و سونزای پرداخت. این‌مولف، کتاب‌هایی چون «برای انگلستان صحبت کن» و «انگلیسی‌ها و هون‌ها» را در کارنامه دارد. هاوز در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آکسفورد، درس نویسندگی خلاق می‌دهد. ‌این‌نویسنده تاریخ فشرده‌ای هم از تاریخ انگلستان در کارنامه دارد.

مولف «تاریخ فشرده آلمان» که چاپ اولش سال ۲۰۱۷ عرضه شد، می‌گوید قدرت‌های غربی در حال عقب‌نشینی هستند و برای درک این‌امکان که آلمان می‌تواند آخرین امیدشان باشد، باید هرچه درباره تاریخ این‌کشور می‌دانیم دور ریخته و از نو شروع کرد؛ به‌قول او کمی عقب‌تر از سرآغاز.

مقاطع تاریخی آلمان در این‌اثر طبق دوره‌های پنج‌قرن به پنج‌قرن طبقه‌بندی شده‌اند. بنابراین، کتاب پیش‌رو ۴ بخش اصلی دارد که به‌ترتیب از این‌قرارند:

«پنج قرن نخست (۵۸ پیش از میلاد _ ۵۲۶ میلادی) رومیان ژرمن‌ها را می‌آفرینند، سپس ژرمن‌ها رم را تسخیر می‌کنند»، «پنج قرن دوم (۵۲۶ م _ ۹۸۳ م) ژرمن‌ها رم را دوباره می‌سازند»، «پنج قرن سوم (۹۸۳ م _ ۱۵۲۵ م) جنگ بر سر آلمان»، «پنج قرن چهارم (۱۵۲۵ میلادی تاکنون) آلمان در دو مسیر پیش می‌رود».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

پس از نخستین شکست ناپولئون در ۱۸۱۴ بریتانیا و روسیه زود با هم اختلاف پیدا کردند، بسیار زودتر از وقتی که آمریکا و شوروی پس از سال ۱۹۴۵ از هم جدا شدند. در این جدایی، بیشترین نفع را پروس برد. پروسی‌ها در «کنگره وین» در سال ۱۸۱۴ خواستار این شدند که کل زاکسن را به خاطر قیام (هرچند با درنگ) علیه ناپولئون به‌عنوان پاداش دریافت کنند. روس‌ها که پروس را حکومت دست‌نشانده خود می‌پنداشتند، از ادعاهای آنها حمایت کردند. اتریشی‌ها در برابر خواست پروس مقاومت کردند و انگلیسی‌ها نیز با آنها موافقت کردند. کمتر از شش‌ماه پس از برکناری ناپولئون و تبعید او به اِلب (یا البا، جزیره‌ای نزدیک توسکانی در ایتالیا)، بریتانیا با فرانسه و اتریش برای ایستادگی در برابر روسیه و پروس، در صورت لزوم با جنگ، متحد شد. روسیه عقب‌نشینی کرد، و به این‌ترتیب پروس چاره‌ای نداشت جز پذیرش خشمگینانه آنچه که انگلیسی‌ها برای دلداری پیشنهاد می‌کردند: نیمی از زاکسن به علاوه ناحیه بزرگی از حوزه راین.

لندن طرح جامعی برای اروپا داشت. نوعی قدرت آلمانیِ به اندازه کافی بزرگ باید قلمرویی را در کنار راین در اختیار بگیرد تا آن قلمرو را به دو نیم کند و به صورت محافظی طبیعی در برابر هرگونه توسعه‌طلبی آینده فرانسه در آورد. هیچ‌یک، نه باواریا، نه اتریش یا پروس، نمی‌خواست این نقش را بپذیرد، زیرا در آن صورت درست در خط آتش قرار می‌گرفت. پروسی‌ها نیز چندان علاقه‌ای نداشتند که سرزمین جدیدی را ضمیمه خود کنند که به طور کامل کاتولیک بود، و سنت‌های اجتماعی و حقوقی به‌طور کلی غیرپروسی داشت. با این‌همه، اکنون پیشنهادی جز این وجود نداشت، بنابراین پروسی‌ها آن را پذیرفتند.

این‌کتاب با ۲۹۶ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...