چاپ دوم کتاب «میان لشکر هجران»؛ تاریخ شفاهی آیت‎‌الله عباسعلی صادقی قهاره که به قلم سامان سپهوند تدوین شده است، توسط انتشارات «راه یار» منتشر و روانه بازار نشر شد.

میان لشکر هجران عباسعلی صادقی قهاره  سامان سپهوند

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، آیت‌‌الله عباسعلی صادقی ‌قهاره (متولد ۱۳۰۴ش در اردستان اصفهان) از روحانیون برجسته و معروف حوزه علمیه کمالیه لرستان، با دعوت آیت‌‌الله کمالوند در سال ۱۳۳۸ به خرم‌‌آباد هجرت کرد، از میان افرادی که توسط آیت‌‌الله کمالوند به خرم‌‌آباد دعوت شدند، تنها ایشان، اقامت طولانی مدت و دائمی را در خرم‌‌آباد برگزید و منشأ خدمات ماندگاری در استان لرستان گشت.

نسخه اولیه کتاب «میان لشکر هجران» پس از انجام ۳۳ ساعت مصاحبه توسط ایمان سپهوند و رضا اقبالی و تدوین سامان سپهوند به مناسبت کنگره نکوداشت این عالم بزرگ که در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۹۲ در خرم‌‌آباد برگزار شد، منتشر شده بود.

ارتباط نزدیک و صمیمی آیت‌‌الله صادقی ‌قهاره با مراجع تقلید و بزرگان حوزه‌ علمیه قم از جمله آیت‌‌الله بروجردی، امام خمینی(ره) و...، پیوستگی ایشان با حوزه‌ علمیه قم و دوستی با شخصیت‌های بزرگ سیاسی و علمی چون شهید مصطفی خمینی، شهید مطهری، آقای هاشمی رفسنجانی و ...، پشتیبانی ایشان از نهضت امام خمینی در تمام مراحل آن و پرداخت هزینه‌های سنگین بابت آن، بازداشت و زندانی شدن در کمیته ضدخرابکاری رژیم پهلوی، ریاست دادگاه انقلاب و حاکم شرع بودن ایشان، سال‌ها ریاست حوزه علمیه کمالیه و تربیت طلاب، حضور در جبهه‌های جنگ و همراهی و حمایت معنوی رزمندگان، سفرهای تبلیغی دور و نزدیک، به اقصی نقاط کشور و شهرها و روستاهای مختلف استان لرستان و همچنین حضور اثرگذار و فعالیت‌های ماندگار در استان لرستان از جمله عواملی بودند که موجب شد دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نسبت به گردآوری و انتشار تاریخ شفاهی آیت‌الله صادقی قهاره اقدام کند.

براساس این گزارش، چاپ دوم کتاب «میان لشکر هجران» به قلم سامان سپهوند که اولین جلد از عناوین کتاب‌های انتشارات «راه یار» درباره «پیشگامان مردمی انقلاب» است در ۳۹۲ صفحه، قطع رقعی، تیراژ ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...