رمان «پدر ایران» نوشته میرجلال‌الدین کزازی توسط انتشارات معین به چاپ ششم رسید.

زندگی کوروش پدر ایران میرجلال‌الدین کزازی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب دومین رمان میرجلال‌الدین کزازی و داستان زندگی و سرگذشت کوروش هخامنشی است.

«پدر ایران» نخستین‌عنوان از سه‌گانه‌ای است که دو عنوان دیگرش «فرزند ایران» برپایه سرگذشت فردوسی و «وخشور ایران» درباره زندگی زرتشت هستند.

کتاب «پدر ایران» داستان زندگی کوروش را از زمان تولد این‌شخصیت بزرگ تاریخ ایران تا زمان کشته‌شدنش در نبرد شامل می‌شود. کوروش طی مدت کوتاهی پس از تولد، با مرگ روبرو شد اما به‌طرز معجزه‌آسایی از مرگ نجات پیدا کرد و در درباره مادها رشد کرد. او با اقوام مادری خود و دیگر فرمانروایان معاصر خود وارد جنگ شد و کشورهای بزرگی چون لیدیه و بابل را فتح کرد. او در نهایت در نبرد با گروه غیرمتمدن ماساژت‌ها کشته شد.

کوروش متولد هگمتانه بود و مادرش ماد و پدرش کمبوجیه پارسی بود. کمبوجیه از سرداران بزرگ پارس بود که بر اَنشان فرمانروایی می‌کرد که در منطقه ایلام امروزی قرار داشته است.

کتاب «پدر ایران» که چاپ اولش سال ۹۲ عرضه شد، ساختاری تاریخی، داستانی و افسانه‌ای دارد.

چاپ ششم این‌کتاب با ۲۰۸ صفحه و قیمت ۶۲ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...