رمان جنایی «ساکنان برزخ» نوشته مهدیه زرگر توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شد.

به گزارش مهر، «ساکنان برزخ» دومین کتابی است که این‌داستان‌نویس می‌نویسد. کتاب اول او، مجموعه‌داستان «دروازه غازهای وحشی» با محوریت مسائل اجتماعی است.

این‌رمان، دربرگیرنده داستان آخرین تلاش‌های تعدادی از انسان‌ها برای زندگی دوباره است؛ انسان‌هایی که زاده رنج هستند و در عین داشتن زندگی سیاه و نکبت‌بار، عشق را طلب می‌کنند. دغدغه‌شان هم این است که با به‌دست‌آوردن عشق در زندگی سیاه خود، میراثی برای آیندگان و نسل‌های بعدی خود به جا بگذارند. شخصیت‌های اصلی ساکنان برزخ، خود را درگیر یک‌بازی بزرگ می‌بینند که آن‌ها را مقابل زندگی قرار داده و برای این‌که بازنده نباشند، باید با همه وجود تلاش کنند.

شخصیت اصلی «ساکنان برزخ» دختری کنجکاو است که با گذشت چند روز از ۱۱ سالگی‌اش، متوجه می‌شود مُرده است...

دختر حاضر در داستان این‌کتاب، نیمه‌شب‌ها با نگاه از دریچه کلید، چهره ساکنان برزخ را نگاه می‌کند. تن ساکنان آن‌خانه بوی خون می‌دهد. خود دخترک هم با چشمان خون‌مرده و خسته به دیگران نگاه می‌کند. او بارها و بارها در آینه، به یک جنایت رخ‌داده فکر می‌کند و در حالی‌که جهان اطرافش را در حال فروپاشی می‌بیند، با خود زمزمه می‌کند: رد خون پاک‌شدنی نیست!

این‌کتاب با ۱۵۲ صفحه و قیمت ۲۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...