رمان «اولین روز تابستان» اثر سیامک گلشیری برای پنجمین بار از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

اولین روز تابستان سیامک گلشیری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  آنا، کتاب «اولین روز تابستان» از نخستین آثاری بود که در سال ۱۳۸۹ و در قالب طرح رمان نوجوان امروز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد و اکنون در پنجمین چاپ خود در مجموع به شمارگان ۲۸هزار نسخه رسیده است.

«اولین روز تابستان» ویژه نوجوانان بالای ۱۵ سال، داستان تلخی از اشتباه‌های یک نوجوان به نام «کامیار» است که از زبان خود او روایت می‌شود و مخاطب را با مفاهیم چالش برانگیزی ‌چون اعتماد، دوستی و توانایی نه گفتن آشنا می‌کند.

کامیار، قهرمان داستان، که ظاهراً پسری سر به‌راه، آرام و مقید است، در جریان اتفاق‌هایی ماجراجویانه قرار می‌گیرد و به دلیل شیفتگی و اعتماد بیش از حد به دوستانش، ناخواسته مرتکب عمل خلاف سرقت از منزل یکی از دوستان ثروتمندش می‌شود. او پس از این اتفاق دچار عذاب وجدان و ندامت شده و خود را در اتاقش حبس کرده و به خود بد و بیراه و ناسزا می‌گوید تا شاید روح ناآرامش اندکی آرام بگیرد.

این رمان نوجوان در سال ۱۳۸۹ برنده جایزه بهترین رمان کتاب سال مهر و در سال ۱۳۹۰ برنده لوح تقدیر ششمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان شد.

این کتاب هم‌اکنون در پنجمین چاپ در ۸۴ صفحه و شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه با قیمت ۱۲هزار تومان منتشر شده است.

علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را از فروشگاه‌های محصولات فرهنگی و فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور خریداری کنند.

یادآوری می‌شود سیامک گلشیری نویسنده و مترجم، متولد روز ۲۲ مردادماه سال ۱۳۴۷ در اصفهان است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...