سیزدهمین دوره جایزه اتصالات [جائزة اتصالات لكتاب الطفل یا Etisalat Award for Arabic Children's Literature] -که گران‌ترین جایزه ادبی کودک جهان عرب است- برندگان خود را معرفی کرد.

 جایزه اتصالات کودک [جائزة اتصالات لكتاب الطفل یا Etisalat Award for Arabic Children's Literature]

به گزارش 
کتاب نیوز به نقل از ایبنا،  هم‌زمان با بازگشایی چهلمین دوره نمایشگاه کتاب بین‌المللی شارجه امارات، جایزه سالانه کتاب کودک اتصالات -که از سوی شورای کتاب نوجوانان امارات اهدا می‌شود- 5 برنده این جایزه را معرفی کرد.

امسال جایزه اتصالات 1.2 میلیون درهم برای برندگان این دوره اختصاص داده که به هر بخش 180هزار درهم تعلق می‌گیرد که به طور مساوی بین نویسنده، تصویرگر و ناشر تقسیم می‌شود. 300هزار درهم از کل این جایزه هم به برنامه ورک‌شاپ -که از سال 2013 با هدف پرورش استعدادهای نسل جدید عربی در زمینه کتاب‌های کودک و نوجوان و پرورش توانایی‌های خلاقانه آن‌ها راه‌اندازی شده- اختصاص خواهد یافت.

کتاب «الف ب ... ی» نوشته سمر محفوظ البراج با تصویرگری سنان حلاق از انتشارات دارالساقی در لبنان برنده جایزه بخش آغاز کودکی شد. در بخش کتاب مصور کتاب «ابرقهرمان» نوشته نسیبه العزیبی و با تصویرگری حسان مناصره از انتشارت اشجار در امارات و نیز در بخش کتاب فصل «توپ پرتغالی‌رنگ» نوشته تمارا سمیر قشحه و تصویرگری یگانه یعقوب از انتشارات دارالیاسمین در اردن برنده شدند.

کتاب «گریز کوچک» نوشته عفاف طباله و تصویرگری مریم هانی عبدالسلام در بخش نوجوانان، از انتشارات دار نهضة مصر در بخش کتاب نوجوانان برگزیده شد و در بخش کمیک نیز کتاب «70 کیلو» نوشته وئام محمود و تصویرگری علی الزینی، از انتشارات دارالعالیه مصر به عنوان برنده معرفی شد.

عبدالعزیز تریم، مدیر کل جایزه اتصالات با ذکر این نکته که هدف این جایزه تشویق اقدامات و تلاش‌های نشرهای عربی در توجه به کتاب کودک و یافتن بازار مناسب آن است، گفت: «حمایت شرکت اتصالات از این جایزه معتبر در راستای سیاست‌های پیشگامانه این شرکت در رشد یک جامعه خلاقانه و ارج نهادن به توانایی‌ها و امکانات بالقوه افراد خلاق در دنیای ادبیات کودک جهان عرب است. جامعه عرب سرشار از قابلیت‌های شایسته برای ورود به عرصه استعداهای برتر جهانی است.»

جایزه ادبیات کودک اتصالات -که پس از جایزه استرید لیندگرن گران‌ترین جایزه ادبیات کودک و نوجوان به شمار می‌رود- در سال ۲۰۰۹ از سوی دختر شیخ امارات متحده عربی با هدف بالابردن کیفیت کتاب کودک عرب‌زبان و با پشتیبانی مالی شرکت چندرسانه‌ای اتصالات بنیان‌گذاری شده است. این جایزه تنها به ادبیات کودکان عرب و کتاب‌هایی اهدا می‌شود که به زبان عربی نوشته شوند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...