کتاب «بچه‌های خوب، زندگی خوب»، با طرح ۵۲ پرسش از پیامبر خوبی‌ها برای کودکان و نوجوانان، منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «سنن النبی (ص)» علامه طباطبایی، سیره زندگی شخصی و اجتماعی پیامبر اعظم (ص) را به زیبایی ترسیم و بیان می‌کند. علی شعیبی با استفاده از این کتاب، با روش پرسش از پیامبر اکرم، ۵۲ شیوه و روش زندگی آن حضرت را به زبان ساده برای کودکان و نوجوانان تألیف کرده است. این ۵۲ پرسش در چهار حوزۀ زندگی یعنی ارتباط با خدا، ارتباط با خویش، ارتباط با دیگران و ارتباط با طبیعت تنظیم و ارائه شده است. تصویرگری این کتاب به عهده فاطمه رحمانی بوده که تلاش کرده است تا تصاویر مأنوس با مخاطبان کتاب و به شیوه آنان باشد.

در مقدمه این کتاب می‌خوانیم:

«برای یادگرفتن نحوه سفر، نیازمند یک راهنما و الگو هستیم. ما با دیدن الگو و توجه به رفتار او یاد می‌گیریم که در سفر چگونه رفتار کنیم تا سفر برای ما آسان شده و مشکلی برای ما پیش نیاید. زندگی ما نیز یک سفر است. قرآن و احکام، نقشه سفر هستند. ما با مطالعه اخلاق پیامبر اکرم (ص) و اهل‌بیت ایشان، نحوه سفر کردن در مسیر زندگی را می‌آموزیم، پیامبری که زیباترین زندگی را داشته و همه عاشق اخلاق او بوده‌اند.»

این کتاب را مؤسسه فرهنگی هنری قدرولایت در قطع خشتی، در ۶۰ صفحه چهار رنگ با قیمت بیست هزار تومان چاپ و منتشر کرده است.

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...