کتاب «آسیب‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر» نوشته مصطفی فرخی به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسید.

آسیب‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر مصطفی فرخی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «آسیب‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر» نوشته مصطفی فرخی به همت مؤسسه بوستان کتاب در 480 صفحه به چاپ رسید.

اثر پیش رو پژوهشی میدانی و ملموس در حوزه «آسیب‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر» است. بیشتر مباحثی که در پژوهش حاضر بر آن تمرکز شده، پاسخ به تردیدها درباره اثرگذاری این فرضیه است.

برای رسیدن به راهکارهای عینی، نویسنده دلایل انزوای این پدیده در جامعه را بررسی کرده و در ادامه به این مطلب پرداخته است که رویکردها، رفتارها، عملکردها و حتی بعضی جملات مایه روی‌گردانی مردم از این کنش جمعی شده؛ چنان که عقلانیت و خیرخواهی و نتایج اجرای عقلایی آن در سایه ابهام فرو رفته است.

پس از این آسیب‌شناسی، نوبت به راهکارهای احیای امر به معروف و نهی از منکر می‌رسد که نویسنده به مدد تجربه شخصی و پژوهش میدانی راه‌هایی پیشنهاد داده است.

این اثر در سه فصل تهیه و تنظیم شده است؛ فصل اول این کتاب که به مفاهیم و کلیات امر به معروف و نهی از منکر اختصاص یافته، پس از مفهوم شناسی، به جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام پرداخته و در ادامه نیز دیدگاه صاحب نظران درباره آسیب‌ها (عوامل فردی، اجتماعی، اعتقادی، فرهنگی، اجرایی و حاکمیتی) مورد بررسی قرار گرفته است.

نویسنده پس از شناسایی آسیب‌های امر به معروف و نهی از منکر (که طی پنج سال شناسایی شده بودند) از صاحب نظران درخواست کرد تا آن‌ها را بررسی کنند؛ این پرسش‌نامه به 17 نفر از کارشناسان برجسته دینی کشور داده شد که در زمینه امر به معروف و نهی از منکر فعالیت علمی و عملی داشته‌اند، و آنها تمامی آسیب‌ها را تأیید کردند.

دومین فصل این اثر به «آسیب‌های امر به معروف و نهی از منکر و نقد عوامل و ریشه‌های آنها» می‌پردازد؛ در این فصل موضوع اصلی تحقیق بررسی شده است، یعنی آسیب‌ها و موانعی که سبب شده امر به معروف و نهی از منکر در جامعه تحقق نیابند یا به صورت صحیحی اجرا نگردند؛ این آسیب‌ها در چهار گفتار با عنوان عوامل فردی، فرهنگی، اجرایی و سیاسی دسته‌بندی شده‌اند که در هر یک پس از بیان آسیب مذکور و نقد و بررسی آنها راه حل برطرف کردن‌شان بیان شده و در پایان این فصل سه راهکار تبیین گردیده است.

«راهکارهای تحقق امر به معروف و نهی از منکر» عنوان فصل سوم این کتاب است؛ در این فصل، مهم‌ترین راهکارهای تحقق فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر بررسی شده تا رسیدن به مطلوب مشخص‌تر شود. در حقیقت برای تحقق هر کار فرهنگی در جامعه دو رکن اساسی وجود دارد: یکی، فرهنگ‌سازی و آگاهی بخشی و دیگری، ایجاد زمینه‌های مناسب و اساسی برای رواج هدف مورد نظر؛ که هر یک از این دو نیز زیر مجموعه‌هایی دارند.

برشی از کتاب:

* تأخیر یا ابهام در اجرای قانون نسبت به مرتکبین منکرات بزرگ

زمان که گناهی بزرگ در جامعه می‌‌شود، هاضمه جامعه آن را نمی‌پذیرد و از نیروهای انتظامی و قضایی انتظار برخورد فوری یا سریع با آن را دارد؛ اگر با عاملان منکرات بزرگ با تأخیر برخورد شود، مردم احساس خواهند کرد که عزمی برای برخورد با این افراد وجود ندارد؛ در نتیجه، امر و نهی عاملان منکرات کوچک نیز کاری سخت و دشوار خواهد شد.

ابهام در برخورد نیز همین آثار را دارد؛ یعنی اگر کسی مرتکب منکری بزرگ شود و اطلاع‌رسانی کافی به نوع و مدت مجازات او صورت نگیرد، مردم تصور خواهند کرد که قصد برخورد با این فرد را ندارند یا قصد اجرای کامل قانون را ندارند؛ چون از خودشان است یا چون رشوه گرفته‌اند و شایعاتی از این قبیل.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...