کتاب «قرة العین فی الهیات الثقلین» اثر سید محمد حسین مرتضوی لنگرودی توسط انتشارات دلیل ما منتشر شد.

قرة العین فی الهیات الثقلین» اثر سید محمد حسین مرتضوی لنگرودی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات دلیل ما کتاب «قرة العین فی الهیات الثقلین» را در ۲۰۰ صفحه و با بهای ۴۰ هزار تومان منتشر کرد. نویسنده در این کتاب به مباحث الهیات بر اساس انوار مبارکه ثقلین «آیات قرآن مجید و روایات عترت طاهره علیهم السلام» بدون نیاز به استدلال فلسفی و علل و اسباب طبیعی - به اصطلاح عقلی - پرداخته شده است.

اثبات مسئله کثرت وجود و موجود، اثبات اصالت همه جانبه ذات و وجود و صفات حضرت باریتعالی، بیان نوع اصالت ذات و وجود و صفات خلایق، عدم مجعولیت خلایق به جعل کبریایی، قابل تغییر بودن امور ذاتی - گر چه قابل تعلیل نباشد، ابطال فرضیه «بسیط الحقیقة کل الاشیاء و لیس بواحد منها»، بیان نقدهایی وارد به بعضی مبانی فلسفه، بیان فرق های الهیات ثقلین با الهیات متدوال و … از مباحثی است که در این کتاب مطرح شده‌اند.

«الانفاق و النصر فی تفسیر سوره والعصر» و «الرسائل‌التسع فی مسائل فقهیه استدلالیه» از دیگر کتاب‌های منتشر شده مرتضوی لنگرودی است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...