کتاب «زندان زاهر» شامل هشت داستان کوتاه بر اساس زندگی امام هفتم (ع) نوشته محمدرضا عابدی شاهرودی توسط انتشارات آستان قدس رضوی منتشر شد.

زندان زاهر امام هفتم (ع)  محمدرضا عابدی شاهرودی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «زندان زاهر» براساس منابعی از جمله «مدینه المعاجز»، «عیون‌الاخبارالرضا (ع)»، «الکامل فی التاریخ»، «ارشاد مفید» شامل هشت داستان کوتاه بر اساس زندگی امام هفتم به قلم محمدرضا عابدی شاهرودی توسط انتشارات آستان قدس رضوی منتشر شد.

این اثر روایتی از شرایط اجتماعی و سیاسی دوران زندگی امام موسی کاظم (ع) و مشتمل بر هشت داستان کوتاه با عناوین پابرهنه، وضو، شتر، مزرعه، مباحثه، دزدی، پنجاه نفر و جانشین است.

«زندان زاهر» در قالب ۸ داستان روایت روشنی از شرایط اجتماعی و سیاسی دوران حکومت هارون الرشید خلیفه عباسی است که همه تلاش خود را به کار گرفت تا نور خدا را خاموش کند. در این اثر همچنین گوشه‌ای از معجزات و کرامات امام هفتم (ع) که برای سال‌ها در زندان و سیاه چال‌های زندان عباسی ماند اما نور تابان او از اعماق تاریکی‌ها و ظلمات زندان تا به امروز روشنایی بخش مسیر رسیدن به خداست؛ نور تابانی که اگر بر چهره هر کسی بنشیند برایش از زاهر خواهد گفت و این روایت زندان زاهر است.

گفتگوی امام موسی کاظم (ع) با هارون عباسی برای نشان دادن نسب خود به پیامبر، کمک مالی امام کاظم (ع) به بکّار قمی که بعد از برگشتن از سفر حج مغازه‌اش مورد سرقت قرار گرفته بود، لطف و عنایت امام هفتم شیعیان به مسیب زندان بان زندان سندی بن شاهک همگی روایت‌های از علم، بخشش، فروتنی امام در برابر یاران و اصحاب خویش حتی دشمنانشان است و اینکه برای کمک به شیعیان همواره پیشتاز بودند که در داستان‌های این کتاب می‌خوانیم.

«زندان زاهر» به نویسندگی محمدرضا عابدی شاهرودی، نویسنده و پژوهشگر علوم اسلامی و با طراحی جلد جعفر پیشه در ۱۲۰ صفحه قطع رقعی و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه با قیمت ۲۰ هزار تومان توسط به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) عرضه شده است.

محمدرضا عابدی شاهرودی مولف و پژوهشگر علوم اسلامی متولد سال ۱۳۵۹ است و پیش از این کتاب باد یمانی از این نویسنده توسط به‌نشر منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...