مجموعه داستان «ندارد» به قلم همایون جمشیدیان روانه بازار کتاب شد.

ندارد همایون جمشیدیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه داستان «ندارد» اثر همایون جمشیدیان به تازگی در انتشارات سیب سرخ منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

این کتاب شامل شامل ۲۴ داستان کوتاه است که شخصیت‌های آنها را طیفی از کودکان، نوجوانان، جوان و بزرگسال شکل می‌دهند و با نگاه و کنش‌ها احساسات و باورهای خود به تفسیر جهان از منظر خود می‌پردازند و در عین حال با گذر سالیان به گذشته خود نگریسته و درباره گذشته و حال خود به پرسش می‌پردازند و این پرسش‌گری گاه با زبان طنز نیز همراه می‌شود.

همایون جمشیدیان درباره این داستان‌ها و نگاه خود به مضامین نهفته در آن می‌گوید: زبان داستان‌های این مجموعه ساده است اتفاقات درست همان‌هاست که هر روز با آنها مواجهیم اما سعی بر این است که چیزی پنهان در امور ساده و روزمره نمایش داده شود.

وی همچنین می‌افزاید: خواندن داستان تجربه چیزی است که در جهان موازی با جهان زیست روزمره اتفاق می‌افتد. خواننده حرفه‌ای داستان که صرفا از سر سرگرمی نمی‌خواند مختار است که در دو جهان زیست کند و تجربیات دیگر انسان‌ها را به تجربه‌های زیسته خود بیفزاید. به باور من هر داستان تفسیری است از جهان و عموما مبتنی است بر دغدعه‌های مسایل وجودی که آدمی با آن دست به گریبان است. به همین خاطر بر این باورم که داستان و جهان داستان به خوبی می‌تواند امور یاد شده را نمایندگی کند و از این رو گزیری از داستان نیست.

لازم به یادآوری است که هایون جمشیدیان در مقام نویسنده ۴ کتاب در مورو موضوعات مختلف ادبیات از جمله نقد ادبی نوشته است و یک رمان به نام رنگین کمان بی رنگ را نیز در نشر ورجاوند منتشر کرده است.

وی همچنین یک مجموعه داستان کوتاه و یک مجموعه داستان کوتاه کوتاه که زیر ۲۰۰ کلمه است نیز به اتمام تالیف رسانده است.

انتشارات سیب سرخ مجموعه داستان کوتاه ندارد را در ۱۲۴ صفحه با قیمت ۲۷۵۰۰ تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...