مجموعه‌ی داستان‌های شاهنامه‌ی‌ حکیم ابوالقاسم فردوسی با عنوان «نامه‌ ‌نامور» در ۱۲ جلد، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

تجدید چاپ نامه‌ ‌نامور یا 12 داستان از شاهنامه

به گزارش مهر، این مجموعه سال ۱۳۹۲ برای نخستین بار برای علاقه‌مندان داستان‌های حماسی از سوی کانون به چاپ رسید.

«رستم و سهراب» نوشته جعفر ابراهیمی (شاهد) و تصویرگری کمال طباطبایی، «بیژن و منیژه» و «بازی اهریمن» به نویسندگی سوسن طاقدیس و تصویرگری محرم اسلام‌نژاد و نازنین عباسی، «رستم و اکوان دیو» نوشته افسانه شعبان‌نژاد و تصویرگری سحر حقگو، «داستان فرود» کاری از اسدالله شعبانی و تصویرگری راهله برخورداری و «رستم و اسفندیار» نوشته مرجان فولادوند و تصویرگری پژمان رحیمی‌زاده عنوان شش جلد از کتاب‌های این مجموعه است.

هم‌چنین، «زال وسیمرغ» و «زال و رودابه» به نویسندگی مصطفی رحماندوست و تصویرگری مانلی منوچهری و عاطفه ملکی‌جو، «رویای گردآفرید» نوشته مینو کریم‌زاده و تصویرگری عطیه بزرگ‌سهرابی، «سیاوش» اثر آتوسا صالحی و تصویرگری عطیه مرکزی، «هفت خوان و هفت رزم» به نویسندگی زهره پریرخ و تصویرگری نیلوفر میرمحمدی و «خوان هشتم» نوشته محمود پور وهاب و تصویرگری گلریز گرگانی از دیگر کتاب‌های این مجموعه به شمار می‌رود.

هر یک از کتاب‌های این مجموعه با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۲ هزار تا ۲۰ هزار تومان در دسترس نوجوانان علاقه‌مند قرار دارد.
بر همین اساس کتاب «رستم و اکوان دیو» به چاپ هشتم و ۱۱ عنوان دیگر به چاپ چهارم رسیده‌اند. پیش‌تر نیز کتاب «رستم و اکوان دیو» ۳۰ هزار نسخه و ۱۱ عنوان دیگر با شمارگان ۱۲ هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده است.

کتاب «هفت‌خوان و هفت رزم» در فهرست کلاغ سفید کتابخانه مونیخ ۲۰۱۴ قرار گرفته است. این مجموعه همچنین تاکنون برگزیده هشتمین دوره جایزه‌ی کتاب برتر کودک و نوجوان و برگزیده شورای کتاب کودک و… نیز شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...