مجموعه داستان «سلمانی وارطان» نوشته سپیده خمسه‌نژاد روانه بازار کتاب شد.

سلمانی وارطان سپیده خمسه‌نژاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، این کتاب دربرگیرنده پنج داستان با عناوین «ساز داود»، «تشک»، «سلمانی وارطان»، «مراحل رشد یک دانه» و «لحظه قطعی» و در ۱۰۲ صفحه نگاشته شده است.

داستان‌های مجموعه «سلمانی وارطان» درباره انسان‌های سرخورده و رانده شده و افرادی است که از تغییر و تحولات پرسرعت جامعه عقب مانده‌اند. این جدایی آن‌ها را به‌تنهایی کشانده است. آدم‌های این مجموعه در تلاش و تقلا هستند تا با نشانه‌هایی حتی کوچک بخشی از خود را در گذشته پیدا کنند.

در بخشی از داستان «تشک» در صفحه ۳۴ می‌خوانیم:

«یک چیزهایی هم درباره رابطه جغرافیا و عشق گفت که افسون چندان از آن‌ها سر درنیاورد. تنها چیزی که از حرف‌های فرزاد می‌شد فهمید این بود که ایران منهای ازدواج ممکن نیست و آلمان منهای افسردگی.
حرف‌های فرزاد که تمام شد افسون پرسید چطور آدمی با روحیات او راضی شده مادرش کسی را به او معرفی کند. فرزاد جواب را حاضر و آماده در آستین داشت. طریقه آشنایی مهم نبود و اتفاقا بد نبود آدم این‌جور مواقع قانون اعداد بزرگ را در ذهن داشته باشد.
اصل قانون اعداد بزرگ یعنی هر چه تعداد آزمایش‌ها بیشتر شود احتمال این‌که نتیجه به‌جواب درست نزدیک شود بیشتر می‌شود. در مثال ما هرچه تعداد آشنایی‌ها بیشتر، احتمال ملاقات با آدم به‌درد بخور بیشتر».

سپیده خمسه‌نژاد متولد سال ۱۳۵۹، شاعر و نمایشنامه‌نویس است. نمایشنامه‌های بسیاری نوشته که اجراهای متعددی در رادیو، تلویزیون، جشنواره‌های داخلی و خارجی داشته است. او در ششمین دوره جایزه کتاب سال شعر «خبرنگاران»، از چهره‌های تقدیری بود که گزیده‌ای از شعر‌هایش در کتاب «روباه رقاص» (انتشارات آرادمان) در کنار شعرهای داوود خان‌احمدی و مهسا زهیری آمده است. ترجمه کتاب «تئاتر و شهر» اثر جن هاروی و مجموعه شعر «رقص نردبان» از دیگر آثار منتشرشده اوست.

کتاب «سلمانی وارطان» نوشته سپیده خمسه‌نژاد در شمارگان ۵۵۰ نسخه با قیمت ۳۵ هزار تومان از سوی انتشارات هیلا نشر یافته است.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...