مجموعه داستانی از هاروکی موراکامی با نام «پرنده کوکی و زنِ سه‌شنبه» به‌تازگی به فارسی ترجمه و در بازار کتاب عرضه شده است.

به گزارش مهر، در این مجموعه داستان، داستان‌هایی با نام‌های: آدم‌های تلویزیونی، امور خانوادگی، پرندۀ کوکی و زنِ سه‌شنبه، هیولای سبز کوچک، و آتش در انبار کاه، با ترجمه اسدالله حقانی در ۱۳۰ صفحه توسط انتشارات آرادمان عرضه شده است.

هاروکی موارکامی نویسنده ۷۰ ساله ژاپنی است که داستان‌های او در سطح جهان با استقبال مواجه شده؛ به‌طوری‌که به بیش از ۵۰ زبان دنیا ترجمه و در مجموع میلیون‌ها نسخه به فروش رسیده است.

این نویسنده متولد سال ۱۹۴۹ در شهر کیوتو ژاپن البته گاهی در کشورش متهم می‌شود به اینکه اصلاً ژاپنی نمی‌نویسد و تحت تأثیر نویسنده‌هایی از غرب است. او در طول سال‌هایی که آثارش به زبان‌های متعدد دنیا ترجمه شده و جایزه‌های مختلفی را هم به‌دست آورده، بارها شانس کسب جایزه نوبل ادبیات معرفی شده است.
کتاب‌های کافکا در کرانه، شکار گوسفند وحشی، کشتن کمانداتور، جنگل نروژی، رقص رقص رقص، پس از تاریکی، پینبال ۱۹۷۳، به آواز باد گوش بسپار، سرزمین عجایب و پایان جهان، دلدار اسپوتنیک، بعد از زلزله و مجموعه داستان اسرارآمیز توکیو، ازجمله آثار اوست که بعضاً در نزد مخاطبان ایرانی هم از شهرت بالایی برخوردارند.

«پرنده کوکی و زن سه‌شنبه» را انتشارات آرادمان در چاپ اول به‌بهای ۲۵ هزار تومان منتشر کرده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...