کتاب‌شناسی فردوسی و شاهنامه؛ از آغاز نوشته‌های پژوهشی تا سال 1385 با ارائه فهرستی از 5867 اثر پژوهشی توسط مرحوم ایرج افشار گرد‌آوری شده است.

در این فهرست، آنچه از کتاب، مقاله، گفتار، فصل، سخنرانی، ترجمه، کتاب‌ خطی، سنگی و سربی، دائرة المعارف و غیره به زبان‌های فارسی، عربی و غیر آن‌ دو از آغاز تا سال 1385 موجود بوده جمع‌آوری شده است.

این کتاب نخستین بار توسط «انجمن آثار ملی» و به کوشش ایرج افشار در سال 1347 با عنوان «کتاب‌شناسی فردوسی» و چاپ دوم آن با افزوده‌هایی در سال 1355 و بار دیگر با عنوان «کتاب‌ شناسی فردوسی: فهرست آثار و تحقیقات درباره‌ فردوسی و شاهنامه»، توسط «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» در سال 1382 منتشر شده بود.

کتاب حاضر چند بخش مهم دارد که عبارتند از:

تحقیقات درباره‌ فردوسی و شناخت شاهنامه
ترجمه‌ها و منقولات شاهنامه به ترتیب الفبایی زبان‌ها و تاریخ انتشار
نسخه‌های خطی شاهنامه
چاپ‌های متن شاهنامه و خلاصه‌ها‌ی آن

12 پیوست در مورد موضوعات مختلف از جمله تصاویر عکس‌های برخی از اعلامیه‌های قدیمی، فردوسی‌شناسان خارجی، نسخ خطی و چاپ‌های قدیمی از شاهنامه و نمایه‌های موضوعی به فارسی و لاتین، اعلام به فارسی و لاتین، کاتبان و بانیان و کتاب‌ها و مقالات و فهرست منابع عمده در پایان کتاب آمده است.

این کتاب‌شناسی در 564 صفحه، به قیمت 14 هزار تومان، در شمارگان2000 نسخه، در سال 1390 از سوي مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده است.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...