نویسنده برنامه عروسکی «هادی و هدی» کتاب «طبقه هفتم غربی» را به عنوان اثر برگزیده سال گذشته در حوزه ادبیات کودک و نوجوان انتخاب کرد.

محمدرضا شمس نویسنده ادبیات کودک و نوجوان و برنده جایزه کتاب سال شورای کتاب کودک در گفتگو با خبرنگار مهر انتخاب‌های خود از آثار منتشر شده در سال 87 را به شرح زیر اعلام کرد:

ادبیات پلیسی: کتاب «نیروی اهریمنی‌اش» نوشته فیلیپ پولمن با ترجمه فرزاد فربد از کتاب‌های خوب این ژانر است چرا که پیچیدگی‌های خاصی دارد و کاندید جایزه هانس کریستین اندرسن هم بوده است.
طنز: اثر نرگس آبیار با عنوان «پسر کرم به دوش و خندق بلا» به این دلیل که با استفاده از یک داستان کهن مانند ضحاک داستان مدرنی را خلق کرده در این حوزه قابل تامل است.
کودک و نوجوان: در این حوزه کتاب «طبقه هفتم غربی» نوشته جمشید خانیان علاوه بر آنکه ساختار محکمی داشته است 2 جریان موازی را به خوبی پرورش داده بود. با اینکه موضوع این کتاب تازه نبود اما نگاه تازه‌ای به موضوع شده بود.
مذهبی: کتاب 14 جلدی سیری در زندگی چهارده معصوم را که نویسندگان مختلفی دارد به دلیل نوع خاص کار اثر خوبی می‌دانم.
دفاع مقدس: در این حوزه کتابهای «من قاتل پسرتان هستم» نوشته دهقان و «پل معلق» نوشته محمدرضا بایرامی آثار قابل توجه و مناسبی بوده‌اند.
ادبیات عامه‌پسند: در این مورد در حوزه کودک و نوجوان سری «جودی» نوشته مگان مک‌دونالد که نشر افق آن را منتشر کرده کار خوبی بوده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...