کتاب «با کفش من راه برو» [Vivre mieux avec les émotions de son enfant] نوشته اورلی کرتن [Aurélie Crétin] روانشناس و تراپیست فرانسوی با ترجمه زینب چینی‌چیان منتشر شد.

با کفش من راه برو» [Vivre mieux avec les émotions de son enfant] نوشته اورلی کرتن [Aurélie Crétin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که از مجموعه کتاب‌های «زندگی بهتر» است و زیر نظر فردیک فانژه، روانپزشک فرانسوی منتشر شده، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۴۰ هزارتومان توسط انتشارات شمعدونی در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در معرفی کتاب «با کفش من راه برو» عنوان شده است: این کتاب به موضوع برخورد با احساساتی نظیر خشم، ترس، شادی و اندوه در کودکان می‌پردازد و به والدین کمک می‌کند تا احساسات فرزندان خود را بشناسند و آن‌ها را درک کنند. احساسات کودکان بر رفتار، افکار و روابط‌شان با دیگران تاثیر می‌گذارد، بنابراین پدر و مادر باید بدانند که چگونه فرزندشان را همراهی کنند تا احساساتش را رشد دهد و با آن‌ها زندگی کند. کودک نیز باید یاد بگیرد که احساساتش تا چه اندازه طبیعی است و از چه حدی به بعد افراطی می‌شود.

در نوشته پشت جلد این کتاب آمده است: «اگر کودک شما عصبانی شود چه می‌کنید؟ اگر پس از یک ناکامی، خشمگین و بی‌قرار است، چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟ اگر کودک‌تان از هیولای درون کمد اتاقش بترسد چه می‌کنید؟ به کودک‌تان می‌گویید: «نترس و او هم می‌گوید چشم دیگر نمی‌ترسم!» وقتی کودک شما سرخورده از تعامل با همسالانش، گوشه‌ای می‌نشیند چه می‌کنید؟ آیا به او می‌گویید که نباید ناراحت و افسرده باشد و او هم به سرعت لبخند می‌زند و شادی می‌کند؟ واضح است که راه‌حل‌ها آن‌قدر ساده نیستند، تغییر رفتارها و احساسات نیاز به تغییر نگرش دارند و تغییر نگرش‌ها نیاز به تمرین و ممارست. در این کتاب تمرینات و تکنیک‌هایی آمده که والدین می‌توانند از آن‌ها برای ‌تغییر نگرش کودکان خود استفاده کنند.

دکتر اولی کرتن، روانشناس و تراپیست فرانسوی متخصص امور تربیتی کودکان است. او در این کتاب به والدین می‌آموزد که چگونه با احساسات فرزندشان روبه‌رو شوند. بسیاری از والدین در بروز احساسات کودکان‌شان گیج و سردرگم می‌شوند و برخی اوقات نمی‌دانند که چگونه باید با این احساسات روبه‌رو شوند. آن‌ها گاهی این احساسات ناخوشایند مانند غم، افسردگی و خشم کودکان را سرکوب می‌کنند و مانع از بروز آن‌ها می‌شوند. شمار زیادی از این والدین به دکتر اولی کرتن به صورت بالینی مراجعه کرده‌اند و او تجربیات خود را در قالب آزمون‌ها و تکنیک‌های روانشناسی به پدرها و مادرها یاد داده است.»

مصطفی قوانلو قاجار، مدیرمسئول انتشارات شمعدونی در یادداشت ناشر این کتاب نوشته است: همه ما دوست داریم که فرزندان‌مان آرام، خوشحال، منطقی، موجه، شجاع، مهربان و شاد باشند، اما به طور عملی تحقق چنین تصوری غیرممکن است. کودکان در طول زندگی با احساسات گوناگونی مانند ترس، نگرانی، اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و خستگی روبه‌رو می‌شوند. گاهی مشکل این‌جاست که حتی نمی‌دانیم کودک‌مان چه احساسی دارد؟

مهم‌ترین هدف این کتاب این است که ما را با احساسات کودکان آشنا کند و کاری کند تا آن‌ها را به درستی درک کنیم. در کتاب با «کفش من راه برو» والدین در فصول ابتدایی کتاب، با احساسات خود آشنا می‌شوند. به طور مثال مادر ناتان شش‌ساله، پیش از آن که پسرش به چیزی دست بزند، با فریاد به او گوشزد می‌کند که مراقب کارهایش باشد. همین رفتار، باعث استرس بیش از حد ناتان شده و او کاملا غیرارادی بر اثر لرزش دستانش چیزهای مختلفی را در داخل خانه شکسته است. در این گونه موارد دکتر اورلی کرتن ابتدا سعی می‌کند تا منشا رفتار اشتباه را در والدین شناسایی کند و با انجام تمرینات مختلف بر روی کودکان و والدین، آن‌ها را از موقعیت سختی که بدان دچار شده‌اند بیرون آورد. همان‌طور که در جلد کتاب ملاحظه می‌شود، تصویر جلد کتاب بدین معنی است که پا در کفش کودکان خود کنیم و سعی کنیم بفهمیم که آن‌ها چه احساسی دارند. آن‌ها را درک کنیم، روحیات و احساسات آن‌ها را شناسایی کنیم و در آخر تلاش کنیم این احساسات را چه خوب و چه بد بپذیریم.

نثر بسیار ساده کتاب، مثال‌های متعدد، تکنیک‌ها و تمرینات مختلفی که در کتاب موجود است کمک می‌کند تا در مواجهه با مشکلات از حد حرف فراتر برویم. برخی کتاب‌های روانشناسی مشکل را طرح می‌کنند، اما هیچ‌گونه راه‌حلی ارائه نمی‌دهند.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...