ویرایش جدید کتاب «تحلیل رویا: درس‌گفتارهایی در تعبیر و تفسیر رویا» [Dream analysis : notes of the seminar given in 1928-1930] اثر کارل گوستاو یونگ [Carl Jung] با ترجمه رضا رضایی، آزاده شکوهی در یک مجلد توسط نشر افکار منتشر شد.

تحلیل رویا: درس‌گفتارهایی در تعبیر و تفسیر رویا» [Dream analysis : notes of the seminar given in 1928-1930] کارل گوستاو یونگ [Carl Jung]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ویرایش جدید کتاب «تحلیل رویا» در ۸۸۸ صفحه و بهای ۵۰۰ هزار تومان توسط نشر افکار منتشر شده است. چاپ پیشین این کتاب در قالب یک مجموعه سه جلدی منتشر شده بود. برای این چاپ ترجمه ویرایش مجدد شد و در آن اصلاحات اساسی صورت گرفت.

این کتاب که ترجمه‌ی درس‌گفتارهای ترم زمستانی ۱۹۲۸ و تابستانی ۱۹۲۹ یونگ با موضوع تفسیر رویاهاست، سال ۱۹۸۴ با عنوان ۱۹۲۸-۱۹۳۰ Dream analysis: notes of the seminar given in توسط انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر شد. ویرایش پیشین اثر در سه جلد به ترتیب ۴۹۸، ۳۴۰ و ۳۵۸ صفحه توسط نشر افکار منتشر شده‌ بود که ترجمه‌ی جلد نخست را رضا رضایی و مجلدات دیگر را آزاده شکوهی به انجام رساندند.

رضا رضایی، مترجم برجسته ادبیات کلاسیک و علوم انسانی، در مقدمه‌ خود بر چاپ اول جلد نخست کتاب در سال ۷۲، چنین نوشته است: «یونگ برای شناخت تار و پود شخصیت آدمی، روش تحلیل رویا و تداعی آزاد را بکار می‌بندد و در این راه به تحلیل رویاهایی خاص اکتفا نمی‌کند، بلکه به تحلیل سلسله‌ای از رویاها می‌پردازد و نتیجه‌گیری را به بعد از بررسی همه‌ آن‌ها وا می‌گذارد. در کتاب حاضر نمونه‌ عالی چنین روشی را می‌بینید.»

رضایی همچنین زندگی‌نامه‌ فکری یونگ به قلم شاگرد برجسته‌اش آنیلا یافه را با عنوان «کارل گوستاو یونگ: واژه‌ها و نگاره‌ها» با همکاری مهناز خزائیلی در نشر افکار ترجمه و منتشر کرده است.

شکوهی، مترجم دیگر کتاب، همچنین ترجمه‌ کتاب دیگری از درس‌گفتارهای یونگ با عنوان «تحلیل رویای کودکان» را به نشر افکار سپرده است. این کتاب هم شامل درس‌گفتار سمینارهای ۱۹۳۶-۱۹۴۰ یونگ است که با عنوان Children's Dreams: Notes from the Seminar Given in ۱۹۳۶-۱۹۴۰ در سال ۲۰۱۰ توسط اتنتشارات دانشگاه پرینستون به انگلیسی ترجمه و منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...