کتاب «کانون وکلا در گذر زمان» نوشته سید محمد جندقی‌ کرمانی‌پور منتشر شد.

کانون وکلا در گذر زمان سید محمد جندقی‌ کرمانی‌پور

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «کانون وکلا در گذر زمان» نوشته سید محمد جندقی‌ کرمانی‌پور توسط نشر سده منتشر شد.

سیدمحمد جندقی کرمانی پور (1314- ) وکیل پایه یک دادگستری عضو کانون وکلای مرکز است. جندقی قبل از انقلاب اسلامی به قضاوت در دادگستری اهواز اشتغال داشت. او بعد از استعفای از قضاوت در سال ۱۳۵۲ از کانون وکلای دادگستری مرکز پروانه وکالت دریافت کرد و از زمان تأسیس جمعیت حقوق‌دانان ایران در سال ۱۳۵۶ عضو و نماینده آن جمعیت در اهواز بود.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

سید محمد جندقی‌ کرمانی‌پور نخستین رئیس انتخابی کانون وکلا پس از انقلاب است و بیشترین و طولانی‌ترین دوره‌ی ریاست را بر این نهاد مدنی تجربه کرده است. او در این کتاب خاطرات بیش از نیم قرن فعالیت خود در حوزه‌ی وکالت را روایت می‌کند. اسناد و تصاویر زیادی هم ضمیمه‌ی کتاب هستند که برخی از آن‌ها برای اولین بار منتشر می‌شوند.

چاپ اول «کانون وکلا در گذر زمان» اثر  سیدمحمد جندقی کرمانی پور در  ۴۵۸ صفحه (با تصاویر گلاسه‌ی رنگی) در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...