کتاب «در هیاهوی سکوت» شامل زندگینامه شهید حاج عباس ورامینی توسط نشر ۲۷ بعثت به چاپ سوم رسیده و به‌زودی با زبان عربی در لبنان عرضه می‌شود.

در هیاهوی سکوت زندگینامه شهید حاج عباس ورامینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «در هیاهوی سکوت» نوشته جواد کلاته عربی اسفندماه سال ۹۷ چاپ شد و خرداد ۹۸ هم به چاپ دوم رسید. متن و روایت کتاب «در هیاهوی سکوت» دو زاویه دید دارد. بیشتر حجم کتاب به روایت سوم شخص مفرد اختصاص دارد و گاهی نیز از راوی اول شخص مفرد نیز استفاده شده است. معدود خاطرات و روایت‌هایی هم هستند که از زاویه دید دوم شخص مفرد ارائه شده‌اند.

شخصیت شهید ورامینی، فردی تحصیل‌کرده و متمایز از اطرافیان خود بوده است. او در جریان تسخیر لانه جاسوسی به‌عنوان مسئول عملیات منصوب شد و چون به خدمت سربازی رفته و تجربیات زیادی اندوخته بود، پس از تشکیل سپاه و احساس نیاز به نیروهای باتجربه، وارد این نیروی نظامی مردمی شد. شهید ورامینی با وجود مسئولیت و مقامی که داشت، در عملیات‌های مختلف همراه نیروهای رزمنده و شناسایی پیشروی کرده و در منطقه نبرد حضور پیدا می‌کرد.

«در هیاهوی سکوت» ۴ فصل اصلی با عناوین محله فراموش‌نشدنی، سال‌های پرالتهاب، به‌سوی دانشگاه جبهه و در هیاهوی سکوت دارد.

این‌کتاب همچنین در نمایشگاه سال گذشته کتاب بیروت توسط انتشارات دارالمعارف انتخاب شده و طی ماه‌های گذشته مرحله ترجمه عربی را پشت می‌گذاشت که حالا با پایان ترجمه، صفحه‌بندی و مراحل پیش از چاپ، برای عرضه در لبنان آماده می‌شود.

................ هر روز با کتاب ..............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...