کتاب «زنان جبهه جنوبی؛ روایت پشتیبانی جنگ زنان اهواز» با تحقیق مریم مرادی کوه‌آباد و به قلم نرگس اسکندری از سوی انتشارات را‌ه‌یار روانه بازار نشر شد.

زنان جبهه جنوبی؛ روایت پشتیبانی جنگ اهواز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، صحنه‌های تأثیرگذار انقلاب اسلامی همواره شاهد حضور دختران روح‌الله در خط مقدم میدان بوده است. از تظاهرات علیه رژیم پهلوی تا عرصه‌های علمی پس از انقلاب و قله این حضور پرشکوه را می‌توان در عرصه دفاع مقدس دید. جایی که زنان پشتوانه مستحکم مردان دلیر برای دفاع از مرزهای انقلاب اسلامی بودند. جایی که زنان پشت جبهه‌های دفاع به ترمیم زخم‌های جنگ می‌پرداختند و از مردان ایران پشتیبانی می‌کردند. زنانی که معنای واقعی سرباز گمنام بودند. بدون پلاک، بدون لباس رزم و بدون تقدیر و تشکر. زنانی که پشت جبهه‌ها به درجه جانبازی رسیدند. تعداد زیادی از آنها حتی سال‌ها درد شیمیایی شدن را به جان خریدند تا نگذارند پشت رزمنده‌ها خالی شود و همچنان با درد و رنج توأمان ایستادند تا جبهه‌ها از مادری و خواهری خالی نشود. لباس رزمنده‌ها تأمین شود. آب و غذای خوب به آن‌ها برسد و جراحت جوانان رشید و دلاور ایران بدون مرهم نماند.

زنان جبهه جنوبی تلاش کرده است تا گوشه‌ای از صحنه‌های مجاهدت‌ دختران و زنان اهوازی در پشت صحنه دفاع مقدس جبهه حق را روایت کند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «رزمندگان پنجه به پنجۀ دشمن که می‌گذاشتند، خروار‌خروار لباس‌های زخم‌خورده روی دستان کشور باقی می‌ماند. نمی‌شد که همۀ آن‌ها را دور ریخت. همان دست‌هایی که با قدرت به لباس‌ها مشت می‌زدند، حالا باید با ظرافت، نخ و سوزن به دست می‌گرفتند. لباس‌ها به‌دست مادران دوباره زنده می‌شدند و به‌همراه خود، مهر مادری را برای رزمندگان هدیه می‌بردند. این غیورزنانِ تاریخ، از چای‌خانه تا زینبیه و حتی از خانه‌های خود، خیاط‌خانه‌هایی ساختند و در سرمای جنگ، بر تنِ رزمندگان، پزشکان، بیماران و گاهی هم شهدا لباس نو پوشانند.»

کتاب زنان جبهه جنوبی که تحقیق آن برعهده مریم مرادی کوه‌آباد بوده و تدوین آن توسط نرگس اسکندری صورت گرفته است، در ۲۱۶صفحه، شمارگان ۱۰۰۰نسخه و با قیمت ۷۰هزار تومان از سوی انتشارات «راه یار» عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...