کتاب «زیبایی‌شناسی پوشاک زنان پس از انقلاب اسلامی ایران» به قلم سیده راضیه یاسینی منتشر شد.

سیده راضیه یاسینی زیبایی‌شناسی پوشاک زنان پس از انقلاب اسلامی ایران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، کتاب زیبایی شناسی پوشاک زنان پس از انقلاب اسلامی ایران از مجموعه دستاورد های پژوهشی، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است که با هدف رفع نیاز های پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با رویکرد مسأله محور به دنبال شناخت مشکلات حوزه فرهنگ و هنر و ارائه راهکارهای مناسب برای حل مشکلات در مسیر تعالی فرهنگ کشور منتشر شده است.

با گذشت حدود چهار دهه از انقلاب اسلامی ایران، موضوع پوشش و پوشاک زنان، همچنان کانون مباحث نظری بسیاری است. تبیین حدود ظاهری پوشش اسلامی زنان پس از انقلاب اسلامی برای تحقق شخصیت «زن آرمانی» موجب شد تا وجود کارکردگرایانه و زیباشناختی پوشش ایرانی زنان در جامعه چندفرهنگی امروز ایران تحت تاثیر قرار گیرد. اکنون یکی از مهم‌ترین مسائل در این حوزه بر ساخت و بازتولید پوشاک مناسب برای زن ایرانی با در نظر گرفتن اقتضایات و نیازهای امروز زن ایرانی است.

همانطور که از منظر زیبا شناختی- کارکردی، پوشاک متنوع زنان ایرانی در اقالیم جغرافیایی و بافت فرهنگی اقوام گوناگون، نشان دهنده آن است که پوشاک سنتی زنانه ایرانی به فراخور قواعد عرفی پذیرفته شده در جوامع مختلف، نیازهای گوناگون زنان را در بافت های مختلف اجتماعی ایران برآورده می ساخت و در عین حال نیاز روانی زیبا شناختی آنان را نیز مرتفع می کرد.

پژوهش پیش رو ناظر بر تحلیل زیبا شناختی پوشاک زنان ایران پساانقلاب اسلامی با هدف ترسیم تصویری روشن از چگونگی رویارویی زنان با نوع پوشش انتخابیشان از دیدگاه کارکرد زیباشناختی است و نویسنده با تحلیل تغییر و تحولات پوشش زنان در شش دوره پسا انقلاب اسلامی شامل «گذارانقلابی (۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹)»، «ارزش‌گرایی/دفاع مقدس (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷)»، «سازندگی (۱۳۶۷ تا ۱۳۷۶)»، «اصلاح طلبی (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴)»، «اصول گرایی (۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲)» و «اعتدال‌گرایی (۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶)» در ۹ فصل نشان می دهد تغییرات زیباشناختی پوشاک زنان در نسبت با گفتمان های حاکم در هر دوره بوده و از آنها تاثیر پذیرفته است.

فصل نخست با عنوان «نظری بر تطور زیباشناسی پوشاک زنان در گفتمان سیاسی حاکم از صفویه تا انقلاب اسلامی»، گفتمان سیاسی اجتماعی و تعامل دین و حاکمیت، عوامل تاثیر گذار بر نوع پوشاک، پوشاک زنان اقلیت های دینی را در دوره های صفوی، افشار، زند، قاجار و پهلوی پرداخته و تاثیر دین و دولت بر پوشش زنان، پیش از انقلاب اسلامی ایران را بررسی می‌کند.

فصل دوم «تطور زیباشناسی پوشاک زنان در دوره گذار انقلابی» است که به عناوینی چون ایران پساانقلاب اسلامی و تعامل دین و قدرت، تاثیر گفتمان سنت‌گرای دینی بر پوشاک و پوشش اسلامی زنان، چالش پوشاک و پوشش اسلامی زنان در دوره گذار انقلابی پرداخته است و تاثیر آرمان گرایی انقلابی بر زیبایی شناسی پوشاک زنان از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹را زیر ذره‌بین نقد قرار می‌دهد.

فصل سوم با عنوان «تطور زیبایی شناسی پوشاک زناندر دوره ارزش گرایی/ دفاع مقدس» به مباحثی چون گفتمان ارزش‌گرایی، تاثیر گفتمان ارزش گرایی بر پوشاک و پوشش اسلامی زنان، بازنمایی پوشاک زنان در تلویزیون و فیلم‌های سینمایی در دوره ارزش گرایی و نیز مقاومت گفتمان رقیب می‌پردازد و تاثیر قدرت ایدئولوژیک بر زیباشناسی پوشاک و پوشش زنان در دوره ارزش گرایی را بررسی می‌کند.

فصل چهارم «تطورزیبایی شناسی پوشاک زنان دوره پسا جنگ/ سازندگی» را بررسی می‌کند و به موضوعاتی چون گفتمان سازنگی و مولفه‌های آن، تطور جایگاه فرهنگی، اجتماعی و حقوقی زنان در آستانه و دوره سازندگی، تاثیر گفتمان سازندگی بر پوشاک و پوشش اسلامی زنان و در نهایت تاثیر بسط گفتمان توسعه بر پوشش اسلامی پوشاک زنان می‌پردازد.

در بخشی از این فصل می‌خوانیم:

پوشاک مانتو در ادارات دولتی، دوره‌های گذار انقلابی و ارزش‌گرایی، اغلب به تشخیص فردی زنان، تهیه و استفاده می‌شد و اگر معیارهای مدنظر گفتمان حاکم که عبارت بود از سادگی، بلندی، گشادی و فاقد رنگ‌های درخشان بودن در آنها رعایت می‌شد، استفاده از آنها مجاز بود؛ گرچه گه گاه به سلیقه و صلاح‌دید مدیران، باید ملاحظاتی هم به عمل می‌آمد. البته به طور معمول، پوشیدن لباسی یکسان برای زنان مطلوب و خوشایند نبود، زیرا حق انتخاب را از آنان می‌گرفت. اما چون در جامعه ایران این پوشاک فقط یک لباس اداری نبود، بلکه حدود پوشش اسلامی زنان را هم تأمین می کرد، موقعیت ویژه‌ای می‌یافت. بنابراین، مانتو به عنوان پوشش اداری و رسمی زنان پس از انقلاب اسلامی، دو کارکرد اصلی ابزاری و فرهنگی پیدا کرد. زنان کارمند بیشتر در برابر کارکردهای فرهنگی این پوشاک مقاومت می‌کردند، چون مانتوهای اداری، الزاما در انطباق با سلایق زنان نبود و برای بسط گفتمان حاکم ترویج می‌شد. (ص. ۱۹۷)

فصل پنجم با عنوان «تطور زیبایی شناسی پوشاک زنان دوره اصلاح طلبی/آزادی خواهی» به بررسی گفتمان اطلاح طلبی/آزادی‌خواهی، گفتمان سیاسی- اجتماعی و تعامل دین و حاکمیت در دوره اصلاح طلبی، جایگاه فرهنگی اجتماعی زنان درگفتمان اصلاح طلب، تاثیر گفتمان اصلاح طلب بر پوشاک و پوشش اسلامی زنان می پردازد.

عنوان فصل ششم «تطور زیبایی شناسی پوشاک زنان دوره اصول گرایی/ بازگشت به ارزش‌ها» به گفتمان اصول گرایی، تعامل دین با حاکمیت و گفتمان سیاسی- اجتماعی در دوره اصول گرایی، جایگاه فرهنگی - اجتماعی زنان در گفتمان اصول‌گرا ، کردارهای گفتمانی حاکم در خصوص پوشش زنان و تاثیر سیاست‌گزاری مد در گفتمان اصول گرایی بر پوشش اسلامی و پوشاک زنان مورد بررسی قرار گرفته است.

فصل هفتم با عنوان «تطور زیباشناسی پوشاک زنان دوره اعتدال گرایی» به گفتمان اعتدال گرا، گفتمان سیاسی اجتماعی و تعامل دین و حاکمیت در دوره اعتدال گرایی، عوامل تاثیرگذار بر نوع پوشاک زنان در دوره اعتدال گرایی و تاثیر به حاشیه راندن مدیریت دولتی پوشش اسلامی و پوشاک زنان در گفتمان اعتدال گرا را مورد بررسی قرارداده است. هشتمین فصل کتاب به نتیجه‌گیری اختصاص دارد که به مباحث مطرح شده در فصول قبل پرداخته شده است.

سیده راضیه یاسینی دانشیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است. وی با مدرک دکتری پژوهش هنر تا کنون مجری ده‌ها طرح تحقیقاتی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بوده و تدوین آثاری چون تصویر زن در نگارگری، تاثیر هنرهای سنتی بر نقاشی معاصر ایران، انسان‌شناسی هنر نگارگری، آداب، ابزار و مواد و نیز پوشش و منش زنان در نقاشی و ادبیات ایران را در کارنامه خود دارد.

کتاب زیبایی‌شناسی پوشاک زنان پس از انقلاب اسلامی ایران در ۴۸۸ صفحه توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و با شمارگان ۵۰۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...