علی‌اصغر سلطانی، دانشیار دانشگاه باقرالعلوم گفت: استانبول برای ایرانیان در دوره قاجار یکی از کانون‌های مهم تجددخواهی و نوگرایی است. این شهر به ویژه در عصر مشروطه‌خواهی، برای احرار و اصلاح‌گران ایرانی حکم خانه دوم را داشت.

ایرانیان استانبول حسن حضرتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های عصر شنبه‌های مجله بخارا به نقد و بررسی کتاب «ایرانیان استانبول» تألیف حسن حضرتی و دیگران اختصاص داشت که با همکاری موسسه ایکوم، کافه مانا و نشر لوگوس، شنبه یکم مردادماه 1401 برگزار شد. در این نشست حسن حضرتی، محمدحسین صادقی(مدیرمسوول نشر لوگوس)، علی‌اصغر سلطانی(زبان‌شناس و دانشیار دانشگاه باقرالعلوم)، توران طولابی(استادیار گروه تاریخ دانشگاه لرستان)، سیداحمد محیط طباطبایی و علی دهباشی درباره کتاب سخن گفتند.

توران طولابی، استادیار گروه تاریخ دانشگاه لرستان گفت: نام کتاب «ایرانیان استانبول» به یاد محمدامین ریاحی آراسته شده است. ایران‌دوست فرزانه‌ای که با تلاش و پشتکار فرهنگی در مصدر امور رسمی و سیاسی بود و به دنبال گسترش فرهنگ ایران. یاد و خاطره این ایران‌دوست خوی را گرامی می‌داریم.

وی افزود: این کتاب به وجه تطبیقی عثمانی‌پژوهی توجه دارد اما تلاش‌های عثمانی‌پژوهی دستخوش تغییر است و هنوز جای کار بسیار دارد. گاهی بر بال هیجان و عاطفه سوار است و گاهی خیلی مستند و تاریخی نیست. در نگاه به عثمانی‌پژوهی در دوره کلاسیک ما ایرانی‌ها عمدتا مسایل سیاسی و مذهبی را می‌بینیم و در دوره معاصر بحث ضعیف‌تر بر تجدد در عثمانی تکیه دارد، با اینکه تجدد در ترکیه به آتاتورک و ایران به رضاشاه تکیه دارد اما در این زمینه پژوهش ضعیف است با وجودی که این دو نفر میراث‌دار مشروطه در ایران و ترکیه هستند.

طولابی بیان کرد: در محور دوم به شهر استانبول می‌پردازم. استانبول پایتخت عثمانی‌ها بود. فتح استانبول را ترکان عثمانی محقق کردند. استانبول حامل سنتی بود که از یونان و روم به آن رسیده بود. از لحاظ تجاری موقعیت خوبی داشت و می‌توانست مامن خوبی برای ایرانی‌ها باشد. اگر طیف‌های مختلف حاضر در استانبول را در نظر بگیریم؛ یک طیف روزنامه‌نگاران هستند که از اختر تا سروش به بسیاری از مباحث متفاوت می‌پردازند.

وی افزود: نه فقط از ایران بلکه از نقاط مختلف مقاله می‌فرستادند و آنجا چاپ می‌شد. طیف دوم دولتمردان سیاسی هستند که در دوره‌های متفاوت نوسازی عثمانی حضور دارند. حضور تجار و تعداد چشمگیر آنها دلگرمی برای اهل قلم بود. اهل قلم اهل ترجمه بودند. با زبان فرانسه آشنا بودند. عمدتا دولتمردان دوره قاجار را سیاه می‌بینیم اما اینها نکته‌های خوبی است برای درک دیپلماسی دوره قاجار تا درک منسجم‌تری داشته باشیم به دلیل کلان روایت‌هایی که موجود است.

در ادامه این نشست دکتر حسن حضرتی، نویسنده کتاب «ایرانیان استانبول» گفت: در دوره معاصر عثمانی وارد داستان اصلاحات می‌شود و اصلاحات در عثمانی خیلی جدی گرفته می‌شود. موج تحولات در این زمان این اصلاحات را موجب می‌شود و ما به صورت مشترک با یک مساله روبه‌رو شدیم، اگر قبل از این با عثمانی در ستیز بودیم در دوره قاجار دیگر از این ستیزها خبری نیست. مساله مهم‌تر در این دوره مساله مدرنیته غربی است که سبب شد تا دو دولت مسلمان تحولاتی جدی داشته باشند و در برخی از مسایل در یک جبهه قرار بگیرند.

وی افزود: وضعیت به گونه‌ای است که چه موافق با این موضوع باشیم و چه نباشیم درباره این فکر می‌کنند، می‌نویسند و حرف می‌زنند که این باعث می‌شود احساس کنیم بین نخبگان ایرانی و عثمانی تبادل فکر و اندیشه صورت می‌گیرد. کتاب «ایرانیان استانبول» وضعیت ایران در شرایطی را بیان می‌کند که امکان فعالیت تجددگرایی خیلی فراهم نیست اما در استانبول با اینکه عبدالحمید دوم بر سر کار است ولی برای احرار ایرانی زمینه رشد فراهم است. عرصه برای ایرانیان تاجر و روزنامه‌نگار و... فراهم است تا یکسری فعالیت داشته باشند.

حضرتی بیان کرد: دست این اقشار برای فعالیت باز است و این در قانون یک پارادوکس است که چرا عبدالحمید برای اصلاح‌گران خود این اجازه را نمی‌داد اما برای اصلاح‌گران ایرانی چنین شرایطی را مهیا می‌کرد، این نشان می‌دهد که چندان ناراضی نبود که دولت ایران درگیر مسایلی باشد تا نخبگان کشورش به همسایه پناه ببرند.

وی در ادامه گفت: در این کتاب سعی کردیم تا تحول و کار ایرانیان در این دوره به تصویر بکشیم. تاکید در کتاب «ایرانیان استانبول» بر این بود تا بر اسناد تکیه کنیم. با آرشیو استانی ارتباط مستمر داشتم. اما یک مشکل بزرگ وجود دارد و آن این است که برخی اطلاعات سندی را در مورد برخی موضوعات پیدا نمی‌کنیم. تعداد افرادی که در آرشیو استانی فعالیت می‌کنند به دلیل زبان اندک هستند و عدم حمایت مطلوب از سوی مسوولان سبب می‌شود تا پژوهشگر از عهده کار برنیاید. اسناد ترکی برای نخستین‌بار است که به این صورت مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفت و نتیجه به صورت کتاب «ایرانیان استانبول» منتشر شد.

حضرتی بیان کرد: در هنگامی که مشغول تحقیق بودم یک دانشجوی دوره کارشناسی از آمریکا با حمایت و بورسیه دولتش نیز مشغول پژوهش بود و من که عضو هیات علمی دانشگاه هستم با هزینه خودم کار می‌کردم. ما نیازمند این هستیم که چنین پژوهش‌هایی در کشور انجام بگیرد. بعد از این نوشتن در مورد تاریخ صفویه بدون پژوهش در آرشیو عثمانی بی‌فایده است. به نظر من باید این مشکل را حل کنیم.

در ادامه این نشست محمدحسین صادقی، مدیرمسوول نشر لوگوس و ناشر کتاب «ایرانیان استانبول» گفت: آنچه که باید در رشته تاریخ مورد توجه قرار گیرد این است که همه رشته‌ها به نوعی در آن وارد می‌شوند. اما باید توجه کنیم که تحقیقات تاریخی دسته‌ای مبتنی بر نظریه‌پردازی‌های کلان هستند و مباحث انتزاعی که عاری از اسناد و مدارک لازم هستند.

وی افزود: بسیاری از پژوهش‌ها چارچوب نظری دارند و بعد وارد بحث و تحلیل می‌شوند و برخی دیگر مبتنی بر یافته‌های سندی هستند که کتاب «ایرانیان استانبول» از این دسته است و مبتنی است بر سند و یافته‌های تاریخی که مورد بررسی قرار گرفته‌ و بحث و تحلیل شده‌اند.

علی‌اصغر سلطانی، دانشیار دانشگاه باقرالعلوم در این نشست گفت: استانبول برای ایرانیان در دوره قاجار یکی از کانون‌های مهم تجددخواهی و نوگرایی است. این شهر به ویژه در عصر مشروطه‌خواهی، برای احرار و اصلاح‌گران ایرانی حکم خانه دوم را داشت، در امان و دور از آزار و ستم دولت ایران، تاجران بازرگانان، روزنامه‌نگاران و احرار زیادی در این شهر پناه گرفته و با ایجاد انجمن‌هایی مانند انجمن سعادت ایرانیان استانبول، انجمن خیریه ایرانیان استانبول، انجمن برادران و تأسیس و راه‌اندازی روزنامه‌های فارسی‌زبانی مانند «اختر»، «شمس»، «سروش» و «خاور» کوشیدند از تلاش آزادی‌خواهی در ایران به اشکال گونه‌گون مادی و معنوی پشتیبانی کنند.

سلطانی افزود: اثر حاضر سعی می‌کند در هفت جستار پرتوی بیفکند به این تکاپوها. در این میان در یکی از جستارها به دغدغه تجددگرایان عثمانی درباره مسایل ایران و به ویژه موضوع اشغال تبریز به دست روس‌ها می‌پردازد. مقاله اخیر نشانگر آن است که در عصر مشروطه‌خواهی نوگرایان دو کشور بی‌اعتنا به مرزهای مذهبی و جغرافیایی، دل در گرو دستیابی به آرمان‌های مشترک انسانی در مسیر مبارزه با خودکامگی داشتند.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...