«نامِ دال: از ناصرخسرو به سوسور» اثر فرزاد بالو و مهدی خبازی کناری توسط نشر سیاهرود منتشر شد. به باور نویسندگان این کتاب پاره‌ای از دستاوردهای زبانشناختی سوسور توسط ناصرخسرو مطرح شده بودند.

نامِ دال: از ناصرخسرو به سوسور» اثر فرزاد بالو و مهدی خبازی کناری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر سیاهرود کتاب «نام دال» را با شمارگان هزار نسخه، ۱۰۶ صفحه و بهای ۲۴ هزار تومان منتشر کرد.

نویسندگان این کتاب که از متخصصان زبانشناسی سوسوری و اندیشه‌های این زبانشناس و نشانه شناس برجسته سوییسی هستند، در پژوهش‌های خود متوجه شدند که پاره‌ای از دستاوردهای زبانشناختی سوسور، قرن‌ها پیش توسط ناصرخسرو به صورتی دقیق مطرح شده است.

به باور نویسندگان این کتاب در سنت ما به انحای مختلف و به تناسب موضوع و قلمرو مورد بحث به نقش زبان اشاره شده است که هر کدام از آنها شایستگی این را دارند با طرحی تازه در گفتمان مطالعات زبانی معاصر ورود پیدا کنند. ناصرخسرو از معدود اندیشمندانی است که به طور مستقل و از لحاظ فلسفی و زبان‌شناختی به زبان پرداخته است و مباحث مطرح‌شده توسط او با آرای زبان‌شناسان معاصر به‌ویژه سوسور قابل مقایسه است؛ از این‌رو نویسندگان در این کتاب اندیشه‌های سوسور و ناصر خسرو و تلقی آنها را از لایه‌های مختلف زبان، مورد بررسی قرار داده است.

فرزاد بالو و مهدی خبازی کناری این ایده مهم را در کتاب «نامِ دال» و در سه فصل به ترتیب با این عناوین مطرح کرده‌اند: «ماهیت چند ساحتی زبان در اندیشه ناصرخسرو و سوسور»، «از نام و نامدار ناصرخسرو تا دال و مدلول سوسور» و «از نوشتار به مثابه غاصب تا نوشتار به مثابه شناخت». کتاب همچنین پیوست مهمی با این تیتر دارد: «مقایسه تلقی دریدا و ناصرخسرو در نسبت گفتار و نوشتار».

نویسندگان این کتاب پیشینه مهمی در مباحث زبانشناسی و نقد ادبی دارند. از دیگر کتاب‌های منتشر شده به قلم فرزاد بالو می‌توان به این موارد اشاره کرد: «پیامبر مدرنیسم ادبی: جبران خلیل جبران به روایت آدونیس»، «هرمنوتیک: نظریه، کاربست، نقد از هرمنوتیک کلاسیک تا هرمنوتیک فلسفی»، «از تقابل گفتار و نوشتار تا تقابل نظم و نشر در سنت ادبی ما»، «تفسیر موضوعی قرآن کریم ناصرخسرو» و «سنت و تجدد در جهان اسلام به خوانش آدونیس».

همچنین از دیگر تالیفات و پژوهش‌های خبازی کناری نیز می‌توان این کتاب‌ها را نام برد: «نسبت زبان و فهم در هرمنوتیک فلسفی گادامر»، «دیفر (ا) نس؛ ساختار زدایی دریدا»، «زیبایی‌شناسی‌زدایی: رویکردی ساختارزدایانه به زیبایی‌شناسی»، «فارابی فیلسوف زبان»، «من این کلمات را نساختم (متن‌های ۱۳۹۶ - ۱۳۹۴)»، «یک کلمه به من بدهید (متن‌های ۱۳۸۴ - ۱۳۸۸)»، «روایت فلسفی ساختارگرایی و پساساختارگرایی»، «مبانی فلسفی منطق: رویکرد تاریخی»، «نوشتار؛ خواهری زشت»، «دریدا؛ فلسفه و پرسش از ذات دانشگاه»، «افلاطون، سوسور»، «از اینکه دارند می‌آیند» و…

................ هر روز با کتاب ...............

خود را با نسخه دیگری از رمان روبه‌رو خواهد دید... هر آنچه از راسکلنیکف، سونیا مارملادوف، سویدریگایلف، دونیا خواهر راسکلنیکف و حتی شخصیت‌های فرعی مانند لوژین و رازومیخین شنیده بودیم، مانند نوک کوه یخی بوده که بخش اعظم آن هویدا نبود... همسر با وفای داستایفسکی پس از گذشت 30سال از مرگ نویسنده این یادداشت‌ها را به دولت تسلیم می‌کند... یادداشت‌ها درواقع مرحله جنینی و پرورش شخصیت‌ها و روانشناسی آنهاست ...
آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...