کتاب «نخستین کنجکاوی خرد»، پیرنگی است اندیشیده و خردبنیاد پیرامون اسطوره در سرزمین‌های میان‌رودان و شامات که دربردارنده برنهاده‌هایی مانند آفرینش، اژدها، طوفان، بهشت گمشده و نام‌های ایزدان است.

نخستین کنجکاوی خرد: پژوهشی در اساطیر شامات و میان‌رودان» [مغامرة‌العقل‌الاولی: دراسة فی الاسطورة- سوریة و بلاد‌الرافدین] نوشته فراس سوّاح [Firas al-Sawwah]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «نخستین کنجکاوی خرد: پژوهشی در اساطیر شامات و میان‌رودان» [مغامرة‌العقل‌الاولی: دراسة فی الاسطورة- سوریة و بلاد‌الرافدین] نوشته فراس سوّاح [Firas al-Sawwah] با ترجمه مشترک بهار صدیقی و احمدرضا حیدریان شهری از سوی نشر جامی منتشر شد. کتاب «مغامره العقل الاولی» که این کتاب برگردان آن است، پیرنگی است اندیشیده و خردبنیاد پیرامون اسطوره در سرزمین‌های میان‌رودان و شامات که دربردارنده برنهاده‌هایی است مانند آفرینش، اژدها، طوفان، بهشت گمشده، هابیل و قابیل، دوزخ، نگاره خدای مرده، نگاره خدای رهایی‌بخش و نام‌های ایزدان.

این کتاب پس از گفتار مترجمان و دیباچه در هفت نگاره تنظیم شده است: نگاره آغاز، نگاره طوفان، نگاره اژدها، نگاره پردیس گمشده/ باغ گمشده بهشت، نگاره هابیل و قابیل، نگاره جهان فرودین و نگاره خدای مردی بخش‌های این کتاب را تشکیل می‌دهد. پایان‌نگاشت و ایزدنامه نیز پایان‌بخش کتاب است.

نخستین و انجامین اسطوره‌سرای بدفرجام جاودانگی در گردش پایان‌ناپذیر چرخه طبیعت گیتی‌مدار در ژرفای پیوند اسطوره‌بنیاد سازه‌های آغازین: آب و باد و خاک و آتش! خداواره‌ای که به باور پژوهشگران علوم انسانی از همان آغاز پرستنده بوده است و خداباور و نخستین نیایش‌ها و پرستش‌هایش بر چهره خداباوری و دینی آغازین، در پرتو پرستش طبیعت در اندیشه و باورش، پدیدار و بر زبانش روان گشته است و برای رام‌کردن نیروهای طبیعت به درگاه خدا ـ بانوان و خدایان طبیعت، آتش نیاز آورده است: انسان ـ قربانی و سپس حیوان ـ قربانی.

یکی از ارجمندترین نمودهای دیرندگی اشتیاق انسان به جاودانگی در اسطوره آب حیات تبلور یافته است؛ این اسطوره در ادبیات اقوام و ملل سرزمین‌های گونه‌گون با نام‌های دارای نشانگری یکسانی از دیرگاه تاریخ، تالیف و پرداخته شده است و همواره تصویری مه‌آلود و رازناک از ابرمرد انسانی آرزومند جاودانگی مانند خضر، اسکندر، ذوالقرنین، سیاوش، کیخسرو، نوذر و... نیز در آن ترسیم شده است؛ عین الحیاه، آب خضر، آب حیوان، چشمه زندگانی یا همان چشمه جوانی در اندیشه ساکنان سرزمین‌های مختلف به‌ویژه نزد اقوام مشرق زمین دارای دیرینه‌ای دور است و به عهد ساکنان سومری میان‌رودان بازمی‌گردد و در تصویر قهرمان کهن‌ترین اسطوره بشری یعنی گیلگمش که به 3000 سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، نمود یافته است که در طلب گیاه جاودانگی رهسپار اعماق دریاها شد.

دیگر نمود اندیشه جاودانگی بر بنیاد همین پیوند کهن میان اندیشه نامیرایی و رستاخیز گیاهان، در تصاویر درخت جاودانگی و هم‌ذات‌پنداری درخت و ایزد-بانوی ازلی طبیعت رخ می‌نماید؛ بر بنیاد این پیوند کهن در اساطیر بیشتر اقوام، تصویری تکرارشونده از گیاه بی‌مرگی، شجره‌الحیاه، درخت زندگی و درخت جاودانگی وجود دارد؛ از آن درخت جادویی که گیلگمش جاودانگیش را از او می‌خواهد تا درخت گئوکرنه (گرکون) درخت هستی‌بخش اساطیر ایرانی که مادر و سرچشمه همه گیاهان و نباتات و نگهدار گیتی از مرگ است؛ از هوم سپید، الگوی لاهوتی سومه متون ودایی که اهورامزدایش بر کوه هرئیتی کاشت که خوردنش، بی‌مرگی و جاودانگی را در پی دارد تا درخت آسمانی منقوش بر نقش برجسته هاتور در مصر که ریزشگاه چشمه آب زندگانی است و تا درخت زندگانی یاد شده در مکاشافات یوحنا که بر کرانه‌های رودبار زندگی روییده است و سالی دوازده بار، بر می‌دهد.

باز بر بنیاد همین پیوند ازلی حیات آدمی با طبیعت است که از دیرگاه، تصویر بزرگ-بانوی هستی و مادر باروری و حاصلخیزی طبیعت با درخت، همراه بوده از درخت برخاسته و در قالب نگاره‌ای انسانی بر درخت نقش بسته است؛ به گواهی تاریخ، تندیس‌های به دست آمده از عشتار در کانون‌های تمدن عصر حجر و دوران پارینه‌سنگی و به‌ویژه در سوریه که مربوط به آغاز عهد کشاورزی است در جایگاه خدابانوی طبیعت بکر و آب‌های نخستین، دشت‌ها، مرغزارها و به‌ویژه درختان آغاز ترسیم شده است و از همین جاست که عشتار / عستارت به‌ویژه نزد کنعانی‌هاو در میان ساکنان میان‌رودان و بابل و متاثر از آنان آرتمیس، دیانا و دمتر در اساطیر یونانی و رومی، به عنوان درخت زندگی مورد پرستش بوده و روح طبیعت در این درخت، نمایان می‌شده است چنان که پنداری ایزدبانوی گیاهی و درخت، یک چیز بودند.


آرزوی جاودانگی از دیرباز، در رویکرد فرجام‌نگر اندیشه بشری، ناب‌ترین، دلنشین‌ترین و شاید اندوهبارترین ترانه بوده است که در ادوار مختلف تاریخ، بن مایه و عصاره برجسته‌ترین غزلواره‌‌های آفرینش را در ذهن نوع بشر برساخته است؛ زمزمه سرود ارجمند و غریبانه هیمشه بودن و بازگشت جاودانه به پهنه کرانمند هستی در نهاد اندیشه‌های بشر و ضمیر مرگ‌آگاه و مرگ‌اندیش او از همان دیرگاه سرودن اسطوره‌ گیلگمش و جستجوی گیاه جاودانگی توسط او پس از مرگ دوستش انکیدو در دیرینه تاریخ ادبیات جاودانه شده است؛ این کهن‌اسطوره که بنیاد و شالوده بسیاری از اساطیر نه تنها خاورمیانه و مشرق زمین بلکه زیرساخت بسیاری از اساطیر باختر را نیز سامان بخشیده است به راستی خواهش شاعرانه روح بزرگ انسان برای خداگونه شدن و جاودانگی است.

کهن‌سرزمین میان‌رودان در جنوب غربی آسیا، نخستین و دیرنده‌ترین زادگاه شهرآیین و تمدن کشاورزی و آب‌بنیاد گیتی به شمار می‌رود؛ ایرانیان این سرزمین را میان‌رودان نامیدند؛ نشان سرزمین واقع در امتداد رودهای تیگره، تیزرو، دجله و فرات در حد فاصل میان دو رود؛ برنهاده «میان‌رودان» به یونانی برابریابی شده و «مزوپوتامیا» یا «میسوپوتامیا» نام گرفت و به دست نخستین گاه‌نگاران و مورخان نامدار یونانی مانند استرابون به کار گرفته شده و در زبان عربی بین‌النهرین، بلاد الرافدین و أرض الرافدین نامیده می‌شود.

میان‌رودان نخستین کانون بشری پس از طوفان، خاستگاه و زادگاه نخستین شهرآیین‌های بشری و نشیمن سومریان است؛ سومریانی که نخستین بنیادهای پرستش، آیین، شهرآیین، ادبیات و فرهنگ بشری را پی افکندند و نخستین نشانه‌های کشاورزی، سامانه‌های اجتماعی و سیاسی، ساختن زیگورات و شهرسازی و نوشتن نزد آنان پدیدار گشت و اینگونه بود که تاریخ از سومر آغاز گردید و هم اسطوره از سومر سربرآورد.

مترجمان از آن‌رو به برگردان این نگاشته به زبان فارسی دست یازیده‌اند که نخست مصدری باشد برای اسطوره‌شناسی و در رویکردی همه‌سو‌نگر و کلی، نگاره‌ای بنیادین باشد برای آشنایی پژوهشگران و مشتاقان این گستره تا با زادگاه، خاستگاه و بنیاد اساطیر و گونه‌شناسی آن و به‌ویژه با اساطیر سومری، بابلی، آشوری، سامی، آرامی، کنعانی و عبرانی که به واسطه دریانوردان و ملاحان فنیقی، بنیاد و بن‌مایه بسیاری از اسطوره‌های باختر و به‌ویژه یونان و روم بوده‌اند، آشنا شوند. نیز از آن‌رو که شالوده و بنیاد دریافت درست و درک عمیق و ژرف دروسی مانند ادبیات پیشااسلامی، ادبیات معاصر و مکاتب نقدی، شناخت درست اسطوره و گونه‌های آن در زادگاهشان است و نیک دانسته است که میان‌رودان با گونه‌گونی و تنوع نژادی و قومی گسترده از سومری تا بابلی، آشوری، آرامی، سریانی و نسطوری، صابئی، ایزدی، کنعانی، فنیقی و عبرانی، نخستین زادگاه و خاستگاه شهرآیین و تمدن بر پهنه گیتی بوده است.

در این ترجمه تنها به برگردان و ترجمه صرف کتاب پرداخته نشده است، بلکه در نمونه‌های بسیاری، آنجا که متن نیازمند رازگشایی، تحلیل و تفسیر بوده است، با ژرف‌نگری، ریزبینی و موشکافی همه‌سویه از سوی مترجمان تحلیل و بررسی شده و آنجا که نگاشته اصلی نیاز به نقد بوده، نقد شده است.

کتاب «نخستین کنجکاوی خرد: پژوهشی در اساطیر شامات و میان‌رودان» نوشته فراس سوّاح با ترجمه مشترک بهار صدیقی و احمدرضا حیدریان شهری در 418 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای 105 هزار تومان از سوی نشر جامی منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
از یک‌سو با شیوع حیرت‌انگیز دروغگویی سیاست‌مداران در سطح جهانی روبه‌روییم، دروغ‌گویی‌هایی که حتی افشا‌شدن‌شان هم در رویه سیاستمداران دروغگو تغییری به‌وجود نمی‌آورد و از سوی دیگر با انواع جنبش‌های نافرمانی مواجهیم و نیز با شکل‌های مختلف مواجهه دولت‌ها با آنها... آرنت خشونت را عامل اصلاح می‌داند ولی نه عامل انقلاب... مورد حمله بسیار شدید طرفداران اسرائیل و دست‌راستی‌ها قرار گرفت و حتی شغلش را از دست داد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...