کتاب «تختی، یک زندگی» نوشته فرید مرادی از سوی انتشارات دوستان به چاپ رسید.

تختی، یک زندگی فرید مرادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در این کتاب بر اساس منابع و مدارک و اسناد موجود زندگی تختی از تولد تا مرگ بررسی شده است. در پایان کتاب، منبع‌شناسی مربوط به تختی و نیز اشعاری که در سوگ‌ وی سروده شده، آورده شده است.

فصل‌های کتاب عبارتند از: «تهران عصر رضاخانی»، «خانی‌آباد، زادگاه تختی»، «خاندان تختی»، «باشگاه پولاد»، «در جاده افتخار»، «تختی و کشتی پهلوانی»، «تختی و جبهه ملی»، «زلزله بوئین زهرا»، «نظر حریفان خارجی تختی در مورد او»، «زندگی اجتماعی تختی»، «تختی از نگاه ورزشکاران»، «تختی و خبرنگاران ورزشی»، «تختی و دوستان»، «تختی و باورهای دینی»، «ازدواج تختی»، «افکار و اندیشه‌های تختی»، «تختی و سینما»، «تختی و ساواک»، «آخرین پرده؛ مرگ تختی»، «منبع‌شناسی زندگی تختی».

تختی محصول یک فرهنگ سنتی بود، در اندیشه او پهلوانی بیشتر جلوه داشت تا قهرمانی، از آغاز هم با انگیزه پهلوان شدن ورزش را شروع کرد، اما در جامعه‌ای که مردمش آمال و آروزهای خود را در پیروزی‌های قهرمانانش جستجو می‌کند، او نیز شاید ناخواسته در مسیر قهرمانی قرار گرفت. تختی در سفرهای متعدد خود، جهان را کشف کرد. نوگرای‌های دنیای جدید را، اما نتوانست یا نخواست آنها را پذیرا شد، نمی‌توانست از فرهنگ سنتی که او را باور کرده و پرورانده بود دست بکشد، این دوگانگی چیزی بود که همواره لنگر عدم توازن در زندگی‌اش شد که بارزترین جلوه آن در زندگی زناشوی‌اش نمود پیدا کرد. تختی مردی بود که در منگنه دو دنیای کهنه و نوگیر کرده بود.

خانواده تختی سنتی بودند، سلسله مراتب احترام‌آمیزی میان خود داشتند و احترام به بزرگ‌تر از مهم‌ترین سنن خانوادگی وی بود، اما تختی در ازدواجش این سنت‌ها را نادیده گرفت و با دختری تحصیل‌کرده، دانشجو و کارمند دانشگاه پیوند زناشویی بست، دختری که پانزده سال هم کوچکتر از او بود. این دوگانگی که بعدها تبدیل به جنگ اعصاب مدام بین خواهران تختی و همسرش شد، یکی از گروگاه‌ها و بن‌بست‌های زندگی او گردید.

در نظام‌های تمامیت‌خواه، قدرت غالب هیچ‌گونه ایستادگی، مقاومت، مخالفت و حتی انتقاد را برنمی‌تابد، بلکه می‌کوشد در چهارچوب‌های مختلف هر گونه مخالفتی را مهار یا در نطفه خفه کند. روش‌های مختلف و البته متنوع است، نظیر افزایش نهادهای امنیتی، نظامی، گستردن تورهای امنیتی بر سر راه آدم‌ها، دامن زدن به خشونت‌های روحی و فیزیکی، در تنگنا گذاشتن افراد تا زیستی برای آنها تا حد امکان دشوار شود. فرقی هم ندارد که این مقاومت از یک استاد دانشگاه، از یک دانشجوی به جان آمده، از یک هنرمند عاصی یا از یک ورزشکار کلافه شده سر بزند. زندان، شکنجه، تبعید، فروکاهی جایگاه اجتماعی، طرد و کنار گذاشتن از اجتماع، دور از دسترس کردن علائق شخصی، از کار بی‌کار کردن و قطع روابط با دوستان و کار بخشی از کار بیکار کردن و قطع روابط با دوستان و کار بخشی از ابزارهای برای به تنگ آوردن عنصر ناراضی هستند.

تو را از کار مورد علاقه‌ات جدا می‌کنند، اجازه ارتباط با مردم را از تو دریغ می‌کنند، سختی‌های اقتصادی و معیشتی به تو روا می‌دارند و اگر تسلیم نشدی، آنگاه نهادهای سرکوب پای به میدان می‌نهند تا خردت کنند. تمام آنان که در دوران دیکتاتوری پهلوی یا کشته یا دست از جان برگرفته یا گوشه انزوا گزیدند و یا عطای ماندن را به لقای رفتن بخشیدند، آدم‌های معترض به جان آمدهای بودند که حاضر نشدند بر شرایط موجود مهر تائید بزنند.

تختی سیاستگر و سیاستمدار نبود، ورزشکاری بود که از دل طبقات فرودست جامعه سربرکشید و به لطف صفات انسانی، قدرت پهلوانی و پیروزهای درخشان ورزشی محبوب دل‌های مردم شد. مردمی که از مشکلات زندگی به تنگ آمده، کام‌های برنیامده و آروزهای در سینه مانده را در موفقیت او می‌جستند، مردی که می‌ایستد، تا آخرین لحظه می‌جنگد و تسلیم نمی‌شود یا به سختی به آن تن نمی‌دهد.

در اسطوره‌های تاریخی ما، هماره پهلوانانی بوده‌اند که جنگیده و تسلیم نشده‌اند، آرش جانش را برای گسترش مرزهای ایران و جلوگیری از تحقیر ایرانیان، در یک تیر می‌کند، رستم چون در برابر اسفندیار که نماینده قدرت قهار فرادست جامعه است، تن به بند کشیده شدن نمی‌دهد، می‌ایستد و چون در برابر روئین‌تنی اسفندیار چاره را از دست می‌دهد به تدبیر سیمرغ، جان از اسفندیار برمی‌گیرد که نگویند پهلوان ایران زمین به ذلت افتاد. تختی در برابر خواست شاه که از او می‌خواهد دست از کشتی بردارد و مربی شود، نه می‌گوید که گناهی نابخشودنی است، پس درها را به رویش می‌بندند و کاری می‌کنند که در میادین ورزشی هم ناکام بماند و بدین ترتیب در ذهن مردم نیز می‌کوشند اسطوره او را درهم بشکنند.

تختی با مرگ خودخواسته که دست بر قضا رژیم می‌کوشد آن را تا حد اختلافات خانوادگی فروکاهد، به نوعی دیگر اقتدار پهلوانانه خود را اثبات می‌کند، گویی با مرگش که در چنین زمانه و با فضاحتی این‌گونه که دامن همه چیز را آلوده کرده است، مرگ بر زندگی رجحان و شرف دارد. مرگ تختی، مرگ آگاهی است در برابر جهالت و چشم فروبستن و به دامن قدرت مسلط غلتیدن، مگر کم بودند ورزشکارانی که سر به آستان بندگی نهاده و ردای وکالت بر تن کردند تا به نان و نوایی برسند یا بازیگر سینما شدند یا تبدیل به عنصری در دست نهادهای تبلیغاتی گردیدند. اما تختی از جنم دیگری بود، برای او مردم عزیز بودند، در تمام عمر کوتاهش، منش و مشی او سمت و سوی مردمی دارد و همین شد که محبو مردم بماند و در چشم مردم همیشه قهرمان باشد. وقتی رشته حیاتش را برید، حتی مرگش نیز افسانه‌ای شد که تیر تهمت را به سمت رژیم نشانه گرفت که از ترس تختی را کشتند. مرگش یک ایران را به جنبش و تکاپو و اعتراض کشاند، چیزی که در چشم‌انداز تفکر سیاسی‌اش آرزویش را داشت.

تختی در راهی که برای زندگی و حتی مرگش برگزید، ذره‌ای منحرف نشد، مردانه ایستاد و به آنچه بدان باور و دلبستگی داش پای‌بند ماند. به همین خاطر است که در فرهنگ ایرانی او ماندگاری یافته و یاد و خاطره‌اش مدام و مکرر تکرار می‌شود. تختی شدن بدل به آرزوی بسیاری از کسانی شده که پای در میدان ورزش می‌گذارند. به راستی چرا تختی الگو و محبوب ماند. افتخارات ورزشی او البته کم نیستند، اما کشتی‌گیرانی بوده‌اند که بیش از او عنوان و مدال کسب کرده‌اند، چرا تختی از معدود چهره‌هایی ماند که حتی پس از انقلاب اسلامی هم در سپهر فرهنگی ایران جایی ماندگار پیدا کرده و تا امروز و همه ساله مسابقاتی به نام وی برپا می‌شود.

شاید مهم‌ترین دلیل مرگ تختی، تنهایی هولناکی بود که او را در احاطه خود داشت. تختی در تمام زندگی‌اش کوشید تا برای مردمی بایستد که دوستش داشتند و او را تجلی آمال و آرزوهای خود میدانستند و وقتی فهمید دیگر چیزی ندارد که تقدیم مردم کند، رفتن را بر ادامه دادن زیر فشار و یا تن به ذلت سپردن ترجیح داد.

کتاب «تختی، یک زندگی» نوشته فرید مرادی در 462 صفحه، شمارگان 550 نسخه و با قیمت 220 تومان از سوی انتشارات دوستان به چاپ رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

در دادگاه طلاق هفتمین زنش حضور دارد... هر دو ازدواج‌های متعدد کرده‌اند، شکست‌های عاطفی خورده‌اند و به دنبال عدالت و حقیقتند... اگر جلوی اشتهاتون به زن‌ها رو نگیرین بدجوری پشیمون می‌شین... اشتتلر تا پایان داستان، اشتهایش را از دست نداد، ترفیع شغلی نگرفت و پشیمان هم نشد... دیگر گاوصندوق نمی‌دزدند بلکه بیمه را گول می‌زنند و با ساختن صحنه تصادف، خسارت می‌گیرند... صاحب‌منصب‌ها و سیاستمداران، پشت ویترین زندگی‌شان، قانون و عدالت را کنار می‌گذارند ...
زنی خوش‌پوش و آراسته که خودش را علاقه‌مند به مجلات مد معرفی می‌کند... از تلاش برای به قدرت رسیدن تا همراهی برای در قدرت ماندن... قانون برای ما، تصمیم حزب است... پژوهشگرانی که در رساله‌های علمی به یافته‌های دانشمندان غربی ارجاع می‌دادند به «دادگاه‌های شرافت» سپرده می‌شدند... دریافت جایزه خارجی باعث سوءتفاهم بین مردم کشور می‌شد... ماجرای ویلایی که با پول دولت ساخت همه‌ خدمات او به حزب را محو کرد... سرنوشت تلخ او خودکشی ست ...
روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...