کتاب «چالش قانون و شریعت؛ در دوره قاجاریه» به قلم آقای جواد نوری‌زاده، پژوهشگر علم سیاست در 304 صفحه از سوی انتشارات کویر منتشر شد. موضوعاتی همچون «تبارشناسی قانون در تاریخ ایران و نسبت آن با شریعت، زمینه و زمانه میرزا حسین خان سپهسالار و تحول نهادهای قانونی در عصر سپهسالار» سرفصل‌های این کتاب را تشکیل می‌دهد.

چالش قانون و شریعت؛ در دوره قاجاریه» به قلم آقای جواد نوری‌زاده

در این کتاب، نویسنده با نگاهی تحلیلی و مستند به یکی از مهم ‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر ایران پرداخته است؛ عصری که در آن مفهوم «حکومت قانون» برای نخستین ‌بار به‌صورت جدی در اندیشه و عمل سیاست ‌ورزان و روشنفکران ایرانی مطرح شد. نوری‌زاده با تمرکز بر دوره صدارت میرزاحسین‌خان مشیرالدوله (سپهسالار)، تلاش کرده است نسبت و چالش‌‌های میان «شریعت» و «قانون» را در دوران شکل ‌گیری نخستین تجربه‌های قانون ‌گذاری در ایران بررسی کند.

کانون تلاقی تلاش اکثر تحول‌ خواهان و روشنفکران عصر قاجار و بلکه مهم ‌ترین سیمای تجدد گرایی آن‌ها اندیشه «حکومت قانون» بود. این کتاب به‌طور خاص به مناسبات شریعت و قانون در دوره سپهسالار تمرکز دارد و تلاش کرده با واکاوی این نسبت حساس در جامعه مذهب‌ محوری چون ایران، تنازعات و تعارضات نظری و عملی و چالش‌‌های این رابطه از سویی و پیامد‌های معرفتی و سیاسی و حقوقی آن در فضای فکری و سیاسی ایران از سوی دیگر را به بحث بگذارد.»

نویسنده کتاب بر این باور است که تاکنون اثر مستقلی درباره «مناسبات و چالش شریعت و قانون» در دوره میرزا حسین خان سپهسالار، به رشته تحریر درنیامده است و نسبت و تعارضات مورد بحث آنچنان که باید و شاید مورد کاوش علمی واقع نشده و این امر بیش از و پیش از همه، متاثر از فقدان رویکردهای علمی و آکادمیک به این موضوع خاص بوده است.
کتاب با درنظرداشت این ملاحظات، تلاش می کند در مسیر پژوهش‌هایی مرتبط با اندیشه سیاسی، فلسفه سیاسی و تاریخ قانون در ایران ضرورت‌های مقتضی را رعایت کند. با توجه به ماهیت مساله قانون گرایی در تاریخ معاصر، با تاکید بر زمان قاجاریه به عمل آورده، چارچوب و ساخت کتاب با هدف تحلیل مسائل و موضوعات سیاسی و اجتماعی مرتبط با نهادینه شدن حکومت قانون در ایران در سه فصل تهیه شده است.

نویسنده در «فصل اول» کتاب پس از مفهوم شناسی «قانون» و «شریعت» نگاهی تاریخی به مفهوم قانون و نسبت آن با شریعت داشته و کوشیده است به این پرسش پاسخ دهد که «ایرانیان در طول تاریخ (از باستان تا عصر معاصر) چه تصوری از مفهوم قانون داشته اند؟»

«فصل دوم» با تمرکز بر تاریخی که میرزاحسین خان در آن می زیسته، زمینه و زمانه زندگی سپهسالار را با بهره گرفتن از آموزه‌های «جامعه شناسی تاریخی» تبیین کرده و درصدد تبیین این مساله بر می آید که «سپهسالار در چه بازه زمانی و چرا به کنش ورزی سیاسی در مسیر قانون گرایی روی آورده است؟»

فصل سوم بر شخص سپهسالار تمرکز کرده و اندیشه سیاسی و عمل سیاسی میرزاحسین خان پیرامون قانون و نسبت آن با شریعت را به صورت مجزا تجزیه و تحلیل کرده و تلاش دارد در رویکردی مبتنی بر جامعه شناسی تاریخی، هم اندیشی سیاسی او را بررسی نماید و هم به تجزیه و تحلیل اقدامات او در مسیر نهادینه کردن اندیشه هایش پیرامون قانون و شریعت بپردازد.

نویسنده در این بخش به دو نفر از کاردان ترین مشاوران سپهسالار، یعنی «میرزاملکم خان» و «میرزا یوسف خان مستشارالدوله» به عنوان تئوریسین‌های پروژه نهادینه کردن حکومت قانون در ایران، نظر داشته است. خصوصا این که وزن اندیشه ای این دو دو نفر، بیش از صدراعظم بوده و بازوان مشاوره او به شمار می رفتند. نویسنده در این فصل درصدد آشکار کردن این مهم است که «کدام عملکرد میرزاحسین خان، برخاسته از کدام اندیشه او و مشاوران اش بوده است؟» همچنین سعی کرده به این مساله بپردازد که «قانون و شریعت در دوره سپهسالار چه نسبت و چالش‌هایی داشته اند؟»

کتاب در بخش جمع بندی نیز با مرور آن چه که به رشته تحریر درآورده، سرنوشت ناموفق پروژه سپهسالار و مشاوران او را تبیین کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...