کتاب «مکتب ایرانی» به قلم دکتر محمد رسولی توسط نشر سمرقند منتشر شد.

مکتب ایرانی محمد رسولی

به گزارش کتاب نیوز، کتاب مکتب ایرانی در قالب پنج بخش به شرح زیر تهیه شده است:
بخش یکم با عنوان کلیات شامل است به جهان بینی، مکتب چیست، ویژگی های مکتب، ایران تا کجاست. در این گفتارها منظور از جهان بینی ایرانی و مکتب ایرانی تعریف شده و ویژگی های لازم برای هر مکتبی بیان و با تطبیق آن بر محتوای کتاب نتیجه گرفته شده که در جغرافیای سیاسی پهناوری به نام فلات ابران، چیزی به نام مکتب ایرانی وجود دارد. سپس نویسنده در بخش های بعدی، این مکتب را در جهات گوناگون اقتصادی، سیاسی، حقوقی، اخلاقی و غیره تبیین کرده است.
برای مثال در بخش دوم، منابع مکتب ایرانی، شیوه قانون گذاری در مکتب ایرانی، نقش انسان و ملت از دیدگاه این مکتب مورد تحلیل واقع شده است.
در بخش سوم باورهای جهان بینی ایرانی و اقدامات بزرگان فرهنگی سیاسی ایران و نیز باورهای مهم جهان بینی ایرانی بررسی شده است.
در بخش چهارم بارزه های جهان بینی ایرانی آورده شده و در بخش پنجم که «مکتب ایرانی در اجرا» نام دارد؛ قوانین کشورداری، برنامه های کلی دولت و ملت، اقتصاد در جهان بینی ایرانی، اخلاق در مکتب ایرانی؛ مورد بحث و بررسی قرار گرفته است‌.

کتاب «مکتب ایرانی» به قلم محمد رسولی در 180 صفحه و با قیمت 55 هزار تومان توسط نشر سمرقند منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...