کتاب «روزنامه‌های ایران از آغاز تا سال 1329 هـ.ق» از مهم‌ترین مراجع تاریخ مطبوعات ایران است که توسط یاسنت لویی رابینو سرکنسول دولت انگلیس در شهر رشت در اوایل قرن بیستم گردآوری شد و در سال 1290 خورشیدی برای نخستین بار توسط مطبعه «عروةالوثقی» رشت منتشر شد.

روزنامه‌های ایران از آغاز تا سال 1329 هـ.ق» گردآوری یاسنت لویی رابینو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ویراست جدید کتاب «روزنامه‌های ایران از آغاز تا سال 1329 هـ.ق» گردآوری یاسنت لویی رابینو [hyacinth louis rabino] با ترجمه جعفر خمامی‌زاده از سوی نشر ایلیا به چاپ رسید.

کتاب «روزنامه‌های ایران از آغاز تا سال 1329 هـ.ق» از مهم‌ترین مراجع تاریخ مطبوعات ایران است که توسط یاسنت لویی رابینو سرکنسول دولت انگلیس در شهر رشت در اوایل قرن بیستم گردآوری شد و در سال 1290 خورشیدی برای نخستین بار توسط مطبعه «عروةالوثقی» رشت منتشر شد. زنده‌یاد جعفر خمامی‌زاده مورخ، مترجم و پژوهشگر گیلانی نخستین بار این اثر را در سال 1372 توسط انتشارات «اطلاعات» منتشر کرد که در سال 1380 تجدیدچاپ شد. در ویراست جدید کتاب، برخی خطاهای چاپ‌های پیشین اصلاح شده و همچنین بیش از چهل لوگو از نشریاتی که شرح آنها در این کتاب آمده و در اختیار زنده‌یاد خمامی‌زاده نبوده‌اند، به انتهای کتاب افزوده شده است.

فهرست مطالب کتاب «یادداشت ناشر»، «فهرست روزنامه‌ها»، «نگاهی کوتاه به زندگی‌نامه رابینو»، «مقدمه مؤلف»، «مقدمه ناشر متن فارسی فهرست روزنامه‌ها»، «مقدمه ناشر متن فرانسوی»، «پیش‌گفتار»، «روزنامه‌های ایران از آغاز تا سال 1329 هـ.ق»، «فهرست منابع مورد استفاده»، «فهرست اعلام» و «نشانه‌ها».

تعداد روزنامه‌هایی که در فهرست رابینو از آنها یاد شده، به 243 مورد می‌رسد؛ اما ادوارد براون در مقدمه کتاب خود «تاریخ ادبیات و مطبوعات ایران در دوره مشروطیت» می‌نویسد: «با توجه به فهرست رابینو، 29 صفحه در فهرست من فراموش شده و حدود صد روزنامه هم در رساله رابینو ذکر نشده، ولی بقیه در هر دو آمده است». اما با جستجویی در کتاب‌ها و مقالاتی که به کوشش عده‌ای از محققان و دانشمندان فراهم آمده، تعداد نشریاتی که در این اثر از آنها یاد می‌شود تا همان تاریخ، به 400 مورد می‌رسد و پراکندگی این تعداد روزنامه بر اساس شهرهایی که در آنها انتشار می‌یافتند، به صورت جدولی در این کتاب آمده است.

ویراست جدید کتاب «روزنامه‌های ایران از آغاز تا سال 1329 هـ.ق» گردآوری یاسنت لویی رابینو با ترجمه جعفر خمامی‌زاده در 462 صفحه از سوی نشر ایلیا به چاپ رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...