کتاب «پادشاه هفت اقلیم؛ تاریخ ایران باستان (۳۰۰۰ ق.م _۶۵۱ م)» [king of the seven climes: a history of the ancient iranian world (3000 bce - 651 ce)] به کوشش تورج دریایی [Touraj Daryaee] با ترجمه سارا مشایخ توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

پادشاه هفت اقلیم؛ تاریخ ایران باستان (۳۰۰۰ ق.م _۶۵۱ م)» [king of the seven climes: a history of the ancient iranian world (3000 bce - 651 ce)] تورج دریایی [Touraj Daryaee]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی کتاب «پادشاه هفت‌اقلیم» سال ۲۰۱۷ توسط استودیوهای فارسی جوردن، دانشگاه کالیفرنیا منتشر شده و مجموعه‌مقالاتی درباره تاریخ ایران باستان را شامل می‌شود. این‌مقالات دوره زمانی طولانی‌ای عیلام اولیه تا باستان متأخر را شامل می‌شوند و تصویری از ایران باستان ارائه می‌کنند. نگارندگان مقالات تلاش کرده‌اند این‌تصویر فراتر از تصاویر دیگر پژوهش‌های تاریخی درباره این‌برهه از تاریخ جهان باشد.

تورج دریایی استاد تاریخ ایران باستان دانشگاه ارواین کالیفرنیا و گردآورنده این‌کتاب، می‌گوید «پادشاه هفت‌اقلیم» سعی دارد با بحث و گفتگو درباره تاریخ تمدن عیلامی، سلوکی، کوشانی و دیگر حکومت‌هایی که در تاریخ ایران حاشیه‌ای شمرده می‌شده‌اند، شیوه‌ای نو برای نگاه به تاریخ ایران باشد. به این‌ترتیب با نگاه ایدئولوژیک که هم تحت تأثیر ایدئال‌های ایرانی‌زبان‌ها و هم سنت‌های عیلام و بین‌النهرین است، مقالات پیش‌روی مخاطب در چهارچوبی قرار می‌گیرند که تمام موجودیت‌های سیاسی موقت و مختلف جغرافیایی را زیر لوای مفهومی متحد می‌کند که در قرون میانه تحت عنوان جهانِ ایرانی شناخته می‌شود.

کتاب پیش‌رو ۷ مقاله یا فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «پادشاهی عیلا» به‌قلم کامیار عابدی، «اتحادیه ماد» نوشته هیلاری گاپنیک، «شاهنشاهی هخامنشی» به‌قلم لوید لوئلین جونز، «ایران دوره سلوکی» نوشته عمر کولورو، «شاهنشاهی اشکانی» به‌قلم لئوناردو گر گوراتی، «شاهنشاهی ساسانی» نوشته تورج دریایی و خداداد رضاخانی و «از پادشاهی کوشان تا ترک‌های غربی» به‌قلم خداداد رضاخانی.

دریایی پیش از شروع کتاب در مقدمه آن، مقالات و نویسندگان آن‌ها را معرفی کرده و توضیح داده هرکدام از آن‌ها به‌ کدام‌یک از مقاطع تاریخ ایران‌ باستان پرداخته‌اند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

پارسیان میلی به تحمیل زبان و فرهنگ خود به ملت‌های مغلوب نشان نمی‌دادند؛ شاهان بزرگ از زبان‌های محلی برای صدور فرمان، و نیز برای برقراری ارتباط موثر از آرامی به عنوان زبان بین‌المللی در سرتاسر امپراتوری استفاده می‌کردند. در حوزه دین نیز شاهان پارسی می‌کوشیدند خود را حامیان فعال کیش‌های محلی نشان دهند، هرچند احتمالا فقط به منظور کنترل معابد ثروتمند و وفاداری کاهنان قدرتمند این نقش را بازی می‌کردند. حتی در مناطق کوچک اداری مانند اورشلیم و ماگنسیا بر کرانه رود مئاندر، پارس‌ها امتیاز ویژه‌ای به معابد محلی دادند و اذعان کردند که خدایان محلی آن‌ها را یاری داده‌اند.

با این‌حال، این‌نگرش به‌ظاهر آزادانه به استقلال فرهنگی را این‌واقعیت که پارسیان در صورت لزوم اربابان بی‌رحمی می‌شدند تعدیل می‌کند. اتباع و دولت‌های شورشگر بی‌رحمانه سرکوب می‌شدند: مردم در سراسر امپراتوری به اسارت گرفته و تبعید می‌شدند، و پرستشگاه‌های مقدس آن‌ها سوزانده و ویران می‌شد. رفتار اردشیر سوم در صیدا دلیل خوبی برای شهرت وی به ظلم و بی‌رحمی است، در حالی که رفتار خشن وی، در ضمن فتح مجدد مصر، روی استوانه سنگی متعلق به اشراف‌زاده‌ای مصری به نام سم‌توتف‌نخت ثبت شده است: «آسیایی... یک میلیون نفر را کنار من کشت.»‌ پارسیان قادر بودند دشمنانشان را به شکل بی‌رحمانه‌ای مجازات کنند.

این‌کتاب با ۲۷۹ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...